۱۷گانه از ایده تا اجرا

زمان آن است که عمل کنیم، حتی در یک اقتصاد ضعیف!
مارک تواین: «رمز پیش افتادن، شروع کردن است و رمز شروع کردن این است که کارهای پیچیده را به وظایف قابل کنترل کوچک‌تر تقسیم کرده و سپس از اولین آنها شروع کرد».

بخش۱:
کارآفرین درون خود را بیابید
در جامعه دو نوع کلی شخصیت می‌توان یافت. آنها که خود درآمد ایجاد می‌کنند و آنها که منتظرند تا به آنها پول پرداخت شود. شخصیت اصیلی که در طول تاریخ رشد یافته و توانسته منشأ تحولات زیادی شود نوع اول است. هر انسان از ابتدا عنصری بوده که خود مولد و درآمدزا بوده است. این شخصیت اصالت دارد. مدام در تکاپو است. منتظر پدید آمدن غذا نیست، بلکه در جست‌وجوی آن است و برای به‌دست آوردن آن تلاش می‌کند.
بخشش یا حقوق مستمر و پاداش در فرهنگ کارآفرینی جایی ندارد. کارآفرین نیروی خلاقیتش را به کار می‌گیرد. منابع اطراف خود را شناسایی می‌کند. در فکر بهترین بهره‌گیری از منابع اطرافش است. او یاد می‌گیرد که با دستان خالی خود چگونه چیزهای جدیدی خلق کند. ماشین نوآوری را به حرکت در می‌آورد. او به خوبی می‌داند که برای ادامه زندگی لازم است به صورت جدی در فرآیند تولید مشارکت داشته باشد. خلاقیتش را برای خلق کردن به کار می‌گیرد. در واقع باید هر فردی در جامعه بتواند به مرحله درآمدزایی و تولید ارزش افزوده برای خودش برسد.

اینگونه است که چرخ اقتصاد به حرکت درمی‌آید که این نیاز به خلاقیت و به‌کارگیری تمام توانایی‌های شخصی دارد. این نیروی عظیم انسان را به‌کارگرفته و به حرکت وا می دارد. تنها در این صورت رشد اتفاق می‌افتد. هر انسانی لازم است نقشی مولد در زندگی خود و جامعه‌اش داشته باشد. اگر دولت‌ها مردم را به درآمدهای دولتی عادت دهند آنگاه هدر رفت منابع ناشی از بی‌مسوولیتی‌ها افزایش خواهد یافت چراکه شخص حساسیتی نسبت به منابع اطرافش نخواهد داشت. در این رویکرد خاصیت مولد افراد نیز از بین خواهد رفت. برای همین است که شخصیت کارآفرین از ارزش ویژه‌ای در هر سیستم اقتصادی برخوردار است.

شخصیت کارآفرین کار را به کسان دیگری ارجاع نخواهد داد چرا که می‌داند کار نهایتا باید توسط کسی انجام شود و کسی جز او وجود ندارد که کار را انجام دهد. یعنی اگر او انجام ندهد پس کسی هم انجام نخواهد داد. شخصیت کارآفرین پخته است و احساس مسوولیت می‌کند. مدام فکر می‌کند و در جست‌وجوی راه حل است. او فردی مسوول و پیگیر است. او می‌داند که شرایط جدی است و همه باید برای تولید تلاش کنند.

در شروع یک ایده، گام اول مهم است. بسیاری از مردم گام اول را نمی‌دانند و قبل از هر چیزی، تصویری رویایی از آینده مجسم می‌کنند. ذهن خود را به مسائل پیچیده مشغول می‌کنند و قبل از شروع از آن دست می‌کشند. اقتصاد ضعیف برای کارآفرین خوشفکر می‌تواند یک فرصت باشد. ممکن است بسیاری از کارآفرینان از وضعیت اقتصادی و محدودیت‌های آن گله‌مند باشند. اما این خود می‌تواند فرصتی برای توسعه کارآفرینان خرد باشد. در اقتصاد‌های در حال توسعه خرده کارآفرینان بیشتر سهم را در پیشرفت ایفا می‌کنند. اقتصاد غیر قابل پیش‌بینی خود می‌تواند دری باشد برای فرصت‌های پیش‌بینی نشده. در اقتصاد غیر قابل پیش‌بینی، شما:

• برای یک شرکت بزرگ کار نمی‌کنید، بلکه در اندیشه کار کردن برای خودتان هستید.
• به دنبال فرصت‌های دیگر برای کسب درآمد هستید.
• به اصول اولیه کسب درآمد یعنی عرضه و تقاضا برمی‌گردید.
• مجبور نیستید با دیگر شرکت‌کنندگان آزمون استخدامی به رقابت بپردازید.

بیشتر شرکت‌های موفق دنیا در سخت‌ترین شرایط اقتصادی کار خود را آغاز کرده‌اند.

به دلایل زیر شروع در یک اقتصاد ضعیف خوب است:
• شرکت‌های تولیدکننده در رکود قرار دارند، بنابراین آنها انعطاف بیشتری در برابر یک تازه کار با توانایی‌های مالی محدود نشان می‌دهند. شما می‌توانید ارتباط خوبی با آنها ایجاد کنید.
• شرکت‌ها قیمت‌های بهتری را پیشنهاد می‌دهند، بنابراین شما می‌توانید از محصولات اولیه و خدمات ارزان‌تری بهره‌مند شوید.
• افراد با استعداد راحت‌تر از گذشته در دسترس هستند. شما با تلاشی هر چند اندک می‌توانید به افراد شاخص دسترسی داشته باشید و از مشاوره آنها سود بگیرید.
• فضای رقابت ضعیف شده و در نتیجه شما می‌توانید راحت‌تر وارد بازار شوید.
• محدودیت منابع باعث می‌شود که شما با احتیاط و تحلیل بیشتری روی منابع خود و نحوه استفاده از آنها تصمیم‌گیری کنید.

توانایی‌های خود را موشکافی کنید
به ازای هر ایده موفق که به مرحله اجرا می‌رسد هزاران ایده موفق قبل از مرحله اجرا از بین می‌روند. یکی از دلایل آن به شخصیت کارآفرین برمی‌گردد. گاهی به علت تنبلی، ناامیدی و عدم تعهد ایده‌های درخشان ذهن خود را تعقیب نمی‌کنیم و گاهی بزرگ کردن کارها باعث ناکامی ایده‌ها می‌شود. برای حل آن باید روحیات خود را موشکافی کنیم. از خود بپرسیم: چگونه شخصیتی دارم؟ آیا کاری را که شروع کنم می‌توانم به پایان ببرم؟ آیا قبل از انجام هرکاری به عواقب آن می‌اندیشم؟ آیا هیجانی هستم یا صبور؟ آیا می‌توانم به یک برنامه متعهد باشم؟ اگر نیستم چرا؟ بدبین هستم و محتاط یا خوش‌بین و ریسک‌پذیر؟ آیا توانایی کار در شرایط بحران را دارم؟ اینها همه سوالاتی هستند که می‌توانند در موفقیت کارآفرینانه ما تاثیرگذار باشند. هر انسان ضعف‌ها و قوت‌هایی دارد. واقعیت این است که هر ایده‌ای برای هر شخصی یک روش اجرا و یک مسیر متفاوت تا موفقیت خواهد داشت. اما آنچه مسلم است توانایی انسان در غلبه بر ضعف‌هایش است.
اگر ایده‌ای در ذهن داشته‌اید، ولی اجرایی نشده است خود را بررسی کنید. ببینید چه موانع ذهنی برای خود ایجاد کرده‌اید؟ آیا به خود اعتماد ندارید؟ اگر دلیل آنها را شناسایی کنید آنگاه می‌توانید بر آن غلبه کنید. در غیر این صورت همیشه عذری برای خود خواهید یافت.

بخش۲:
خلاقيت؛ هنر غلبه بر محدوديت‌ها

بر شک‌هایتان غلبه کنید

شما می‌خواهید کار جدیدی را شروع کنید. این در حالی است که روال عادی زندگی شما شکل گرفته است و روی غلتک افتاده است، اما شروع کار جدید دغدغه‌هایی برای شما درست می‌کند. مسائل مالی و آینده‌ای غیر قابل‌پیش‌بینی بر ترديدهاي شما می‌افزاید. شروع یک کار فضاي جديدي در اطراف شما ایجاد می‌کند و نیروهای دیگری را به شما معرفی می‌کند. بر شک‌هایتان غلبه کنید. یک سخنران برجسته می‌گوید: «زمانی که ایده بزرگی دارید قبل از اینکه مغز شما درک کند بدن شما آن‌را درک می‌کند».

* موفقیت را برای خود به تصویر در آورید. تصویری از خود بسازید که شبیه زمانی است که موفق هستید.
* به راه خود متعهد باشید. موانع و مشکلات را شناسایی کرده و مدام در جست‌وجوی راهی برای آن باشید.

زمانبندی و برنامه‌ریزی کنید
برای کسب و کار جدید خود نیاز به زمان دارید. نحوه گذران اوقات فراغت خود را تغییر دهید. مثلا به جای تماشای یک فیلم بلند، نام شرکت‌ها و تولید‌کننده‌ها را جست‌وجو کنید. به جای جست‌وجو در طبقات فروشگاه‌ها می‌توانید با یک تولید کننده در مورد نحوه بسته بندی کالا صحبت کنید.
* از دیگران کمک بخواهید. می‌توانید از خانواده و دوستان خود کمک بخواهید. آنها می‌دانند شما گرفتار هستید و به شما کمک خواهند کرد. از این لحاظ احساس شرمندگی نکنید.

* سوال بپرسید: این سوال‌ها طوفان فکری به پا می‌کند: «شما چه کسی را می‌شناسید؟» این نقطه شروع خوبی برای جمع‌آوری نصایح و تجربیات دیگران است. نگران سرمايه نباشید. در این مرحله ذهن خود را به مسائل مالی مشغول نکنید. تامین مالی ایده خود را فقط یک گام از پروسه پیش روی خود فرض کنید نه اینکه آن را یک نقطه عطف در پروژه خود بدانید.

ارزیابی کنید. ابتدا بررسی کنید که ایده شما تا چه اندازه می‌تواند درآمدزا باشد؟ یعنی در چه مقیاسی می‌توانید خدمات یا محصول ارائه دهید. مثلا شما اگر خدمات مشاوره ارائه می‌دهید پس در طول روز ۲۴ ساعت بیشتر در اختیار ندارید که بخشی از آن برای استراحت صرف می‌شود. در این صورت موجودی انبار شما زمان است که آن هم محدود است! پس باید در بازاریابی آن دقت کافی کنید و ارزش آن را بدانید. به این دو موضوع توجه داشته باشید:

۱- موجودی محصول: اگر شما محصول پیچیده یا بزرگی را می‌فروشید آنگاه در طول سال چقدر می‌توانید تولید داشته باشید؟
۲- نیاز: بازار چه میزان کشش دارد که برای شما نیاز ایجاد کند تا شما بتوانید آن را برآورده کنید؟ (این اولین سوال بازاریابی است)

کنترل کنید.
از همان ابتدا سعی کنید موارد حیاتی را تشخیص داده و برای کنترل و مدیریت آنها چاره‌اندیشی کنید. اینها شامل: مسائل سیاسی و قانونی و تجاری است. همچنین مسائل مربوط به مجوز‌ها و خرید تکنولوژی و… است. گاهی فکر می‌کنیم که صرفا با راه‌اندازی یک فروشگاه یا ساخت یک وب‌سایت قسمت مهمی از کسب وکار را انجام داده ایم و به آینده آن خوشبین می‌شویم، اما باید دانست که قسمت مهم کار همانا ارتباط بامشتری – القاي ارزش خود و متقاعد کردن مشتریان به پرداخت است. برای این منظور باید فوق‌العاده و ناب باشید. باید محصول شما واقعا ارزش پرداختن را داشته باشد. باید توجه داشت که کسب‌وکار فرآیند برقراری ارتباط بین ایده شما با مشتری است. «بازار اشباع شده است!» این اولین جمله ناامیدکننده‌ای است که می‌تواند ذهن کارآفرین را مخدوش کند. در پاسخ باید گفت بسیاری از کسب‌وکارهای موفق در بازارهایی رشد کرده‌اند که رقیب‌هایی بسیار بزرگ داشته‌اند.

بارزترین مثال آن ظهور فیس‌بوک در میان غول‌های فناوری گوگل و مایکروسافت بوده است. این رقیبان بازار را در اختیار داشته و آن‌را تامین می‌کردند. بازاری که شلوغ است و رقبای زیادی دارد نشان از وجود انبوهی از نیازهای حل نشده دارد؛ اما بازار بزرگی که رقیب ندارد نمی‌تواند امیدوار کننده باشد.

با خلاقیت می‌توان شیوه‌های ارائه محصول یا خدمات را به گونه‌ای تغییر داد که بخشی از بازار را در اختیار گیرد. در اینجا اهمیت خلاقیت آشکار می‌شود. خلاقیت هنری است برای غلبه بر محدودیت‌های محیطی. شاید بتوان گفت با کمک خلاقیت و نوآوری همیشه راهی برای عرضه وجود دارد.
کسی به شما توجه نمی‌کند: با مطالعه ده‌ها کتاب در مورد کسب‌وکار می‌توان به جمله ساده زیر رسید: «کسی به شما توجه نمی‌کند». در واقع شما تازه کار هستید و به‌رغم اینکه به خود و کارتان ایمان دارید ممکن است این انتظار را داشته باشید که دیگران هم به شما توجه کنند و مانند خودتان برای کار شما اهمیت قائل شوند، اما واقعیت این است که کسی به کسب‌وکار شما توجه نمی‌کند. مردم مشغولیات زیادی دارند.

نکته مهم: ممکن است شروع کار شما منجر به ایجاد شور و هیجان در حلقه نزدیکان و آشنایان و دوستان شما شود. این ممکن است شما را به اشتباه بیاندازد و فکر کنید که سایر مردم هم توجه می‌کنند، اما در واقع مشتریان اصلی شما مردم هستند و هنوز توجهی به کسب و کار شما نمی‌کنند. در این مرحله باید بلند پروازی‌های خود را مدیریت کرد؛ بنابراین اگر بهترین محصول دنیا را داشته باشید، اما نتوانید آن‌را با زندگی مردم پیوند داده و مردم را از این پیوند آگاه سازید آنگاه هیچ درآمدی نخواهید داشت.

ايده ۱۰ هزار ساعتی: تنها راه برای پایان موفقیت در یک کار تلاش متمرکز و ادامه دار است. نویسنده‌ای به نام مالکوم گلادول در مورد ایده ۱۰ هزار ساعتی می‌نویسد: افرادی که به بالاترین سطح در یک حرفه می‌رسند – حال ورزش و موسیقی یا هر حرفه‌ای باشد – حداقل ۱۰ هزار ساعت زمان برای تمرکز بر آن می‌گذارند. به عبارتی حدود ۱۰ سال تمرکز مستقیم روی موضوع.

مدام در تکاپو باشید، بازخورد بگیرید و اصلاح کنید: یکی از استراتژی‌های موفق برای پایه‌گذاری یک کسب‌وکار و توسعه آن این است که مدام در تکاپو باشید و هر گاه لازم بود در ایده و روش‌های خود تغییر ایجاد کنید. لزوم تغییر را از بازخورد مشتریان می‌توان فهمید. برای این امر لازم است تا ارتباط فعالانه‌ای با مشتریان خود داشته باشید.

بخش۳:
ایده موفق چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟

ایده‌هایی که موفق و پیشرو هستند در ذهن کارآفرین شکل می‌گیرد و مسیر موفقیت خود را طی می‌کند. اما از طرفی دیگر ممکن است به ازای هر ایده موفق ۱۰۰۰ ایده ناموفق و ناکام وجود داشته باشد. آنها در سکوت می‌آیند و می‌روند و کمتر مورد بررسی قرار می‌گیرند. انرژی و زمان زیادی برای آنها هدر می‌رود.

اگر فرض کنیم برای هر ایده موفق لازم نیست ۱۰۰۰ ایده شکست خورده داشته باشیم آن گاه مطالعه این نوشته سودمند خواهد بود.

ایده جدید کجاست؟

یافتن ایده برای استارت‌اپ (گروهي كه تلاش مي‌كند يك ايده را به يك محصول تبديل كند و يك شركت به‌وجود آورند) با فکر کردن در مورد ایده‌های جدید به نتیجه نمی‌رسد بلکه با فکر به مشکلات و نیازها، خصوصا نیازهایی که خود داریم به نتیجه می‌رسد.

بهترین ایده‌های استارت‌اپی سه خاصیت مشترک دارند : سازنده‌ها خود خواهان آنند ، خود می‌توانند آن را بسازند، تعداد کمی به ارزش آن پی برده‌اند. مایکروسافت، یاهو، گوگل، اپل و فیس‌بوک نمونه‌هایی از آنند.

آیا مشکل محسوس است؟
چرا این‌قدر مهم است که روی مشکلی که داریم کار کنیم؟ این کار به ما اطمینان می‌دهد که نیاز وجود دارد و برای ما محسوس و واقعی است. بسیاری از استارت‌اپ‌ها روی مشکلی کار می‌کنند که وجود ندارد. گاهی ایده‌ای را ممکن است در بین دوستانتان مطرح کنید و آنها همه بگویند که کاربرد خواهد داشت. این قضاوتی است که در مورد نیاز مردم صورت می‌گیرد، اما ممکن است در عمل استقبال نشود. گاهی مردم فکر می‌کنند ایده‌ای که برای دیگران جذاب است، کاربرد خواهد داشت. این یک اشتباه رایج است.

عمق نیاز چقدر است؟
زمانی که به نیاز مردم نسبت به ایده خود فکر می‌کنید، سعی کنید روی آنها که می‌گویند «زمانی به آن نیاز خواهند داشت» حساب باز نکنید و آنهایی را پیدا کنید که به ایده شما نیاز شدید دارند. تعداد آنها کم است چون اگر زیاد بودند آنگاه قبلا برای آن راه حلی ایجاد شده بود. در هنگام ایده‌یابی می‌توان به دو حالت نگریست: مقدار کوچکی که عده زیادی از مردم نیاز دارند یا مقدار خیلی زیادی که عده کمی از مردم نیاز دارند. کار روی حالت دوم بهتر است.

چه کسی همین الان به آن نیاز دارد؟
زماني كه ايده استارت‌اپ را بررسي مي‌كنيد اين سوال را از خود بپرسيد: چه كسي همين الان به آن نياز دارد؟ چه كسي از محصول ما استفاده خواهد كرد حتي اگر محصول مشكلاتي داشته باشد؟ اگر پاسخي براي آن نداشته باشيد آنگاه احتمال دارد ايده شما مشكل داشته باشد.
ايده اوليه بايد قابليت غني شدن و عمق پيدا كردن داشته باشد. فيس بوك ابتدا در سطح دانشكده پياده شد. اما اگر در همان سطح مي‌ماند رشد نمي‌كرد. سطح دانشكده كافي بود تا بتوان آن را در تمامي دانشكده‌ها پياده‌سازي کرد، بنابراین به ويژگي‌هاي آن عمق بخشيده شد و آنگاه فراگير شد.

تقلید نکنید!
توجه به نيازهاي آينده خيلي مهم است. زماني كه ايده‌اي مانند فيس بوك موفق مي‌شود متاسفانه بيشتر استارت‌اپ‌ها به تبعيت از آن مي‌پردازند و نهايتا ناكام مي‌شوند. موفقيت براي كسي است كه در ميان نيازهاي شناخته شده انبوهي ديگر از نيازهاي ناشناخته و بي‌جواب مانده را تشخيص مي‌دهد. مسلما شبكه اجتماعي فيس بوك بسياري از نيازهاي اجتماعي آنلاين را رفع كرده است اما ايده پرداز خلاق به جاي پيروي از الگوي جاري در جست‌وجوي كشف انبوهي از نياز‌های دیگر است.

به دنبال فیس بوک آینده نباشید!
به دنبال جايگزين شدن براي يك راه‌حل موجود نباشيد. يعني به دنبال تبديل شدن به فيس‌بوك يا تویيتر آينده نباشيد بلكه سعي كنيد از يك نياز جانبي شروع كنيد و سپس آن را توسعه دهيد. بسياري از نيازها وجود دارند كه هنوز راه براي آن يافت نشده است و اوج درخواست‌ها مانند كوهي پشت سد مانده است. فقط كافي است آن را ببينيم و به مثابه چرخی روانش كنيم. پس به جای اینکه راه یا ایده‌های موجود مانند چتری بر ذهن ما سایه افکند بهتر است در جست‌وجوی کشف نیازهای جدید باشیم. اینگونه نیازها کم نیستند.
نكته مهم در خلاقيت: نيازهايي كه رفع نشده‌اند بسيار بيشتر از نياز‌هايي است كه رفع شده‌اند.

ایده ناب باشد
مهم نيست ايده ما تكراري باشد يا نه اما مهم اين است كه بخشي از ايده ما واقعا ناب باشد كه ما را متمايز از بقيه کند و همچنين مشتري براي رفع نياز مبرم خود براي آن حاضر به پرداخت پول باشد. این ایده باید یک خاصیت ویژه داشته باشد و کپی‌برداری نباشد.

ایده قابل گسترش باشد
چگونه مي‌توان مطمئن شد كه ايده‌های ما راهي به بيرون دارند؟ يعني راهي براي گسترش در آينده و تبديل به شركت بزرگ؟ اين را از ابتدا به درستي نمي‌توان تشخيص داد. در شرايطي كه به درستي نمي‌توان موفقيت آينده را تشخيص داد راه حل چيست؟ تكيه بر توانايي‌هاي خود. زماني كه از موفقيت ايده خود مطمئن نيستيم سعي كنيم پيرامون آن را بهبود بخشيم. يعني توانايي‌هاي خود را به حدي برسانيم كه احتمال موفقيت ايده را افزايش دهد.

بخش۴:
چگونه ايده‌هاي جديد پيدا كنيم؟

در این نوشته سعی شده است جنبه‌های مختلفی که باعث موفق شدن یک ایده می‌شود، بررسی شود.
هیچ الگوریتم مشخصی برای یافتن ایده جدید وجود ندارد و تنها با بستر‌سازی مناسب می‌توان راهی برای ظهور ایده‌های جدید باز کرد. مطالعه این نوشته می‌تواند تا حدودی ذهن ایده پرداز را نسبت به اطراف خود روشن‌تر کند و احتمال انتخاب ایده‌های موفق بیشتر شود.

در آینده زندگی کنید:
اگر خود را در شرایطی پویا قرار دهید، آنگاه احتمال بیشتری در یافتن ایده‌های جدید خواهید داشت. باید مدام با نیازهای جدید روبه‌رو شوید و پویایی خود را حفظ کنید آنگاه احتمال پی بردن به نیازهای آینده بیشتر خواهد شد. برای اینکار لازم است خود را در بطن شرایط قرار دهید؛ یعنی در معرض ایده‌ها، کاوش‌ها و اطلاعات مختلف. اینگونه شما در آینده زندگی خواهید کرد و نیازهای آینده را تشخیص خواهید داد.

توجه ويژه کنید:
خود را عادت دهید که به اتفاقات اطرافتان حساس شوید. به رویدادها و نیازها توجه کنید. به اندازه کافی روی آنها تمرکز کنید. این كار ذهن شما را برای یافتن ایده آماده می‌کند؛ اما باید دقت کنید که ذهن خود را مجبور به یافتن ایده نکنید. مثلا نگویید در یک ماه باید ایده را پیدا کنم. به ذهن خود زمان دهید. خود را در محیط مرتبط قرار دهید.

علاقه داشته باشید:
گاهی به پروژه‌های مورد علاقه تان به عنوان یک تفریح نگاه کنید و با این دید بر روی پروژه خود کار کنید. از میان سرگرمی‌ها گاهی ایده‌های خوبی در می‌آید.

مدرسه کارآفرینی:
درس خواندن در مدرسه کارآفرینی می‌تواند به توسعه شبکه ارتباطات و کار تیمی بر روی ایده‌ها کمک کند. شروع یک پروژه جانبی و حتی غیر‌مرتبط با رشته درسی می‌تواند نقطه خوبی برای آغاز باشد. کارآفرینی اصلی نه از میدان درس بلکه از میدان عمل آغاز می‌شود.

بازار شلوغ:
بازاری که شلوغ است و رقبای زیادی دارد نشان از وجود انبوه نیازهای حل نشده است؛ اما بازار بزرگی که رقیب ندارد نمی‌تواند امیدوار‌کننده باشد. با خلاقیت می‌توان شیوه‌های ارائه محصول یا خدمات را به گونه‌ای تغییر داد که بخشی از بازار را در اختیار گیرد. در اینجا اهمیت خلاقیت آشکار می‌شود.

نیازهای شخصی:
بسیاری از ایده‌ها از نیازهای شخصی برمی‌خیزد. به جای آنکه در اندیشه رفع نیازهای دیگران باشیم بهتر است به نیازهای خود فکر کنیم. این می‌تواند منبع خوبی برای یافتن ایده‌های جدید باشد. از خود سوال کنیم که ما برای رفع کدام نیاز خود حاضر هستیم پول بدهیم؟ صحبت با دیگران می‌تواند به باز شدن موضوع و مشخص شدن نیازهای واقعی که جا افتاده اند کمک کند. اگر بخواهیم مشکلات دیگران را توسط ایده خود رفع کنیم باید بتوانیم خود را جای آنها بگذاریم و فرض کنیم مشکل خودمان است. این نیازمند یک دیدگاه منطقی و به دور از تعصب نسبت به ایده خود است.

مسیرهای غیرمستقیم:
یافتن ایده‌های جدید برای کسب و کار بغرنج به نظر می‌رسد. برای همین بسیاری از افراد در آن شکست می‌خورند؛ چراکه آنها مسیر مستقیم را انتخاب می‌کنند. بسیاری از ایده‌های موفق از مسیرهای غیرمستقیم کشف می‌شوند. فقط کافی است ذهنیت شخص و شرایط و بستر لازم فراهم آید آنگاه ایده‌های جدید در زمانی که اصلا پیش‌بینی نمی‌شود، در برابر ما ظاهر می‌شوند.

به ندای درون گوش دهید:
زمانی که در دوراهي تغییرات قرار دارید آنچه را که کمبودش حس می‌شود خواهید یافت، اما مستقیما به دنبال آنچه که کم است نروید و همچنین این فیلتر را در ذهن خود خاموش کنید: «آیا این تبدیل به شرکت بزرگی می‌شود؟» اگر احساس خوبی نسبت به آن دارید آن را شروع کنید. بعدها فرصت زیادی برای سنجش آن خواهید داشت.

سوال کنید:
با سوال کردن می‌توانید درهای جدیدی به روی خود باز کنید. شرایطی را در ذهن خود فراهم کنید که مدام در حال بررسی سوالات و گزینه‌های پیش رو باشد. شبیه آنچه که در جلسات طوفان فکری انجام می‌شود.

شبکه بسازید:
شما به یافتن ایده‌های جدید برای کسب و کار خود علاقه‌مند هستید؛ بنابراین ذهن شما مدام در جست‌وجو است. باید دانست که ایده‌های جدید در اتاق‌های بسته به‌وجود نمی‌آیند؛ بلکه آنها در روند مناسب خود و بستر مطلوب به‌وجود می‌آیند. برای ایجاد فضای مناسب بهتر است شرایط پیرامون خود را بهبود دهید. جریان گردش اطلاعات مفید در اطراف خود ایجاد کنید. این کار باعث می‌شود آمادگی لازم برای یافتن ایده جدید داشته باشید. تنها کافی است جرقه‌ای در ذهن شما ایجاد شود. با ایجاد ارتباطات جدید و شبکه‌سازی شما در مسیر خلاقیت قرار می‌گیرید و درست در زمانی که انتظار ندارید ایده جدید به ذهنتان خواهد رسید.

از جست‌وجوی اینترنتی کمک بگیرید:
سعی کنید مهارت‌های جست‌وجوی اینترنتی خود را افزایش دهید. با کلمات بازی کنید و ار آنها جست‌وجو‌های جدید بسازید. گاهی جست‌وجو‌ها غیر‌مرتبط هم می‌تواند کمک خوبی کند. در سایت‌های مختلف کارآفرینی عضو شوید. اشتراک خبرنامه را بگیرید. در این صورت به صورت پیوسته اطلاعات مختلفی از طریق اشتراک‌های ایمیل خبرنامه‌ها به دست شما می‌رسد. مطالعه آنها باعث می‌شود بستر مناسبی برای ذهن شما جهت یافتن ایده‌های جدید ایجاد شود. با استفاده از محیط پهناور اینترنت می‌توان با انواع ایده‌ها و نظرات آشنا شد. محیط اینترنت برای برخورد و تضارب آرا مناسب است. با مرور سایت‌ها و اشتراک در برخی از آنها، روزانه اطلاعات مفیدی به دست ما خواهد رسید. ممکن است در میان این اطلاعات ایده جدیدی به ذهن ما خطور کند.

اگر تمام این کارها را انجام دادید و بازهم ایده را پیدا نکردید
اگر مسیر را نمی‌دانید و راه گم است و ابهام زیاد است و دقیقا نمی‌دانید که می‌خواهید چه چیزی تولید کنید. نگران نباشید به ذهن خود فرصت دهید. برای یافتن ایده به ذهن خود فشار نیاورید. به جای آن شرایط اطراف خود را بهبود دهید. مثلا خود را در مسیر جریان اطلاعات مربوط قرار دهید، مطالعه و جست‌وجو کنید. این‌ها ذهن شما را آماده می‌کند تا ایده خود را بیابید. آنگاه ممکن است در شرایطی که پیش‌بینی نمی‌کنید و بسیار زودتر از آنچه تصور می‌کردید ایده جدید در ذهنتان به روشنی شکل بگیرد.

بخش۵:
ابزارهای جدید برای یافتن ایده‌های ناب

در بخش‌هاي قبل ويژگي‌هاي يك ايده موفق و نحوه يافتن آن بررسي شد. در اين بخش چندين ابزار براي يافتن ايده‌هاي جديد معرفي مي‌شود.

بازارهای اینترنتی

جست‌وجو و گشت‌زنی در بازارهای اینترنتی مانند ebay یا alibaba ما را با محصولات جدید و گاه عجیب آشنا می‌سازد و ذهن را درگیر می‌کند.

بررسی سوالات و جواب‌ها در سایت yahoo answer ما را با نیازهای کاربران و راه‌‌های ممکن آشنا می‌سازد. چه بسا ایده طراحی محصول یا خدمات جدیدی برای پاسخگویی به نیاز کاربران در ذهن ما ایجاد شود. در این سایت می‌توان بازارهای گوشه (niche market) را هم پیدا کرد که یک قسمت متمرکز و قابل هدف‌گذاری بازار است. کسب‌و‌کارهایی که محصول یا خدمتی را برای بخش بسیار کوچکی از بازار ارائه می‌کنند، به دنبال بیشترین سهم در این بازار کوچک هستند.

پیگیری استارت آپ ویکند

استارت آپ ویکند یک رویداد آموزشی- تجربی (Experimental Education) در سراسر دنیا است که در سه روز متوالی (در انتهای هفته) برگزار می‌شود. در این برنامه شرکت‌کنندگان شامل برنامه‌نویسان، مدیران تجاری، عاشقان استارت آپ، بازاریاب‌ها و طراحان گرافیک گرد هم می‌آیند تا طی ۵۴ ساعت ایده‌هایشان را مطرح کنند، گروه تشکیل بدهند و هر گروه ایده‌ای را اجرا کند. با پیگیری اخبار مربوط به این رویداد می‌توان با ایده‌های مطرح شده در آن و میزان موفقیت آن بیشتر آشنا شد.

آشنایی با ایده‌های شغلی مجازی:

مطالعه ایده‌های شغلی مجازی که امروزه بسیار گسترده شده‌ا‌ند، می‌تواند به شما در یافتن ایده‌های جدید کسب و کار کمک کند. مطالعه elance.com می‌تواند کمک موثری در یافتن شغل‌های جدید باشد: در لینک زیر می‌توانید ۱۰۰ شغل قابل توسعه در محیط مجازی را مشاهده کنید و با مطالعه آن می‌توان به ایده‌های جدیدی در مورد کسب‌و‌کارها و فعالیت‌هایی که می‌توان به صورت برون سپاری انجام داد دست یافت:

http://www.elance.com/p/100-projects-outsource.html#20

این شغل‌ها به سه گروه اصلی تقسیم می‌شوند:

• تکنولوژی: طراحی سایت، برنامه‌نویسی، مدیریت پروژه، شبکه‌های اجتماعی و…

• بازاریابی: فروش، بازاریابی، بهینه‌سازی سایت، وبلاگ‌ها و…

• سایر: برنامه‌ریزی کسب‌و‌کار، تحقیقات، نوشتن مقاله، ورود اطلاعات، تست برنامه، حمایت مدیریتی و…

مطالعه ایده‌های همکاری مجازی هم می‌تواند در یافتن ایده‌های جدید کسب‌و‌کار کمک کند. این ایده‌ها در سایت elance.com تحت عنوان «همکار مجازی» معرفی شده‌اند. که می‌توان آنها را در پنج بخش مختلف طبقه بندی کرد:

• تحقیقات: انجام تحقیقات مختلف اعم از اعتبارسنجی مطالب، یافتن بازار، تست محصول جدید، تهیه متن سخنرانی

• ورود اطلاعات: ثبت نام در سایت‌ها، سازماندهی دفترچه تماس، ارسال مقاله

• هماهنگی‌ها: هماهنگی جلسات، ملاقات‌ها، برنامه سفر و حتی برنامه‌ریزی مراسم عروسی

• شبکه‌های اجتماعی: تهیه مطلب، مدیریت وبلاگ، مدیریت پروفایل و رزومه، مدیریت ارتباطات روزانه

• عمومی: مدیریت ایمیل‌ها، کارت پستال‌ها و هدیه‌ها، یادآوری‌ها و…

آشنایی با شرکت‌های ایده‌گرا

امروز شرکت‌ها برای حفظ خود در دنیای رقابت همواره به دنبال ایده‌های جدید هستند، از شرکت‌هایی که علاقه‌مند به یافتن ایده‌هایی ناب هستند، می‌توان به شرکت گوگل اشاره کرد. سیستم کاری و مدیریتی این شرکت پذیرای انواع ایده‌های جدید و غیرممکن است. این شرکت برای رسیدن به اهداف خود سالانه تعداد زیادی از شرکت‌های کوچک و خلاق را خریداری می‌کند. شرکت گوگل کلکسیونی از انواع محصولات و سرویس‌های مختلف است. با مرور لیست ۲۶۸ تایی محصولات این شرکت می‌توان دید که اشتیاق زیادی برای استقبال از انواع ایده‌های جدید وجود دارد. به قول جورج اورول، نویسنده معروف «بعضی از ایده‌ها آنقدر احمقانه هستند که تنها آدم‌های خردمند آنها را باور می‌کنند.»

بخش۶ و ۷:
به ایده تان رنگ واقعیت دهید

در بخش‌هاي قبل مسيرهاي مختلفي كه ما را به سمت ايده‌هاي جديد هدايت مي‌كند، تشريح شد. در صورتي كه ايده جديدي در ذهن ما نقش بسته باشد، مي‌توانيم با سوالات زير آن را مورد سنجش قرار دهيم.

مجموعه سوالاتي كه اگر يكبار پرسيده شوند، به باز شدن موضوع و ايجاد بحث و گفت‌وگو كمك مهمي خواهند کرد. توصيه مي‌شود در پاسخ به اين سوالات از جلسات گروهي استفاده شود. سعي شده است سوالات متناظر با شرايط بومي طراحي شود:

۱- ايده شما قرار است كدام مشكل را حل كند؟ كدام نياز را مشخصا رفع كند؟

۲- نيازي كه ايده شما را برطرف مي‌كند، چقدر مهم است؟

۳- آيا محصولات مشابه بازار را بررسي كرده‌ايد؟

۴- فكر مي‌كنيد تفاوت ايده يا محصول شما با ساير رقبا در چيست؟ ناب بودن در ايده شما موجود است؟

۵- فكر مي‌كنيد از كدام ابزارهاي پيشران يا كاتاليزورها براي پيشبرد ايده خود استفاده كرده‌ايد؟

۶- تا چه اندازه از تكنولوژي‌ها و ابزارهاي موجود استفاده کرده‌ايد؟

۷- آيا کار خود را به تنهايي شروع كرده‌ايد يا تيم تشكيل داده‌ايد؟ آيا براي شروع نيروهاي اطراف را موازنه كرده‌ايد؟ آيا مهره چيني صحيحي انجام داده‌ايد؟ آيا به يكپارچه‌سازي ایده با پتانسیل‌های اطرافش انديشيده‌ايد؟

۸- تخمين‌هاي شما از هزينه‌هاي شروع چقدر است؟ چه ميزان به صحت این تخمين مطمئن هستيد؟ (تخصص – تیم – پول – زمان)

۹- آيا در فكر جذب سرمايه‌گذار بوده‌ايد؟ هزينه‌ها را خودتان تامين مي‌كنيد يا شخص سوم؟

۱۰- اگر بخواهيد يك سرمايه‌گذار را جذب كنيد، چگونه او را متقاعد مي‌كنيد؟

۱۱- مدل درآمدي خود را تشريح كنيد؟

۱۲- تا چه اندازه به خلاقيت و نوآوري در كار خود انديشيده‌ايد؟

۱۳- آيا به راه‌هاي غير‌مستقيم براي رفع مشكل هدف انديشيده‌ايد؟

۱۴- اصل سادگي را رعايت کرده‌ايد؟

۱۵- تا چه اندازه اصل سرعت را در نظر گرفته‌ايد؟

۱۶- به راحتي خدمات يا محصول انديشيده‌ايد؟

۱۷- آيا روي طراحي و شكل محصول كار كرده‌ايد؟

۱۸- تا چه اندازه روي بسته‌بندي ايده خود كار كرده‌ايد؟

۱۹- ايده شما تا چه ميزان منعطف است؟

۲۰- آيا مي‌توانيد ايده خود را در ۳۰ ثانيه توصيف كنيد؟

۲۱- آيا موفق شده‌ايد اولويت‌ها را ببينيد و شاخ و برگ‌هاي اضافي را حذف كنيد؟

۲۲- كيفيت را براي محصول يا خدمت خود چگونه تعريف مي‌كنيد؟

۲۳- دلايل مهمي كه به شما اميدواری مي‌دهد كه اين ايده موفق خواهد شد، كدام‌ها هستند؟

۲۴- تحقيقات اوليه را كه در مورد ايده و بازار خود انجام داده‌اید، بررسی کنيد؟

۲۵- مي‌خواهيد از چه مسيري محصول خود را به بازار معرفي كنيد؟ حال با مراحل مختلفی که به ایده شما زندگی می‌بخشند، آشنا می‌شویم.

فرض بر این است که ایده جدید در ذهن شما شکل گرفته است. هم اکنون می‌خواهید ایده‌ای را که یافته‌اید ارزیابی کنید و به آن رنگ واقعیت دهید:

مرحله اول: نوشتن ایده. ایده خود را بنویسید. قلم را بردارید و آن را از ذهن خود بیرون بیاورید و روی کاغذ بنویسید نام محصول چیست؟ – شکل محصول را بکشید – عملکرد‌های آن چیست؟ – چه کسی آن را می‌خرد؟ – چرا مردم آن را نیاز دارند؟ – چه مواد اولیه‌ای لازم دارد؟ – سایز یا رنگ دارد؟ ویژگی متمایز کننده آن از سایر محصولات چیست؟

مرحله دوم: انتقاد از ایده. مدتی از ایده خود دور شوید و به مغز خود استراحت دهید. سپس دوباره ایده را ارزیابی کنید؛ اما این بار از دیدگاه یک فرد سوم و با دیدگاه انتقادی این کار را انجام دهید. البته ممکن است در این مرحله تمایل نداشته باشید که از طرف دیگران سرزنش شوید یا انگیزه خود را از دست بدهید یا از دزدیده شدن ایده خود توسط دیگران هراس داشته باشید. نترسید؛ اما در هر حال برای اینکه به خود استرس راه ندهید و با دقت این کار را انجام دهید.

مرحله سوم: جست‌وجو در مورد ایده. در تمام وب‌سایت‌ها، روزنامه‌ها، نمایشگاه‌ها و مقالات مرتبط جست‌وجوی دقیقی در مورد ایده انجام دهید. سعی کنید با مشتریان بالقوه صحبت کنید. همه این تلاش‌ها باعث می‌شود دیدگاه وسیع‌تری نسبت به ایده خود بگیرید. دید شما بازتر خواهد شد. ابعاد آن را بهتر خواهید شناخت. اطلاعات بیشتر شما نسبت به ایده‌تان دیدگاه واقع‌بینانه‌تری ایجاد خواهد کرد و بنابراین خطرهای ناشی از خوش‌بینی یا بدبینی شدید را کاهش می‌دهد. اطلاعاتی که نسبت به ایده خود پیدا می‌کنیم باعث می‌شود قضاوت متعادل‌تری نسبت به آن داشته باشیم. این برای شروع بسیار مفید خواهد بود.

مرحله چهارم: تحلیل یافته‌ها. یافته‌هایتان را تحلیل کنید و پاسخی برای سوالات مختلفتان پیدا کنید. در آن مورد باید خبره شوید. یادتان باشد جست‌وجو و تحقیق در این مرحله به صورت مقطعی انجام می‌شود؛ اما در آینده نیز باید به‌صورت پیوسته جست‌وجو انجام شود؛ چراکه ممکن است مسیرهای اطلاعاتی جدید در مورد محصول یافت شود یا به واقعیت‌های جدیدی در مورد محصول برسید و ریسک عدم موفقیت را کاهش دهید. رقبا را بهتر خواهید شناخت و از تغییرات حوزه آگاه می‌شوید. در واقع شما با کسب اطلاعات مداوم در مورد ایده خود به آن شاخ و برگ می‌دهید و خود و ایده‌تان را در شبکه‌ای از اطلاعات مرتبط قرار می‌دهید.

بخش۸ و ۹:
چگونه ایده خود را عملی کنیم و ماكت اوليه آن را بسازيم؟

حال زمانی است که ايده در ذهن شما شكل گرفته است،تحقیقات کافی هم در مورد آن انجام شده و مي‌خواهيد آن را اجرایی كنيد؛ اما لحظه‌ای درنگ کنید و این بخش را بخوانید. براي پرورش ایده خود مي‌توانيد از الگوهاي موفقي كه در اطراف ما قرار دارند، استفاده کنيد. با استفاده از الگوي‌های موفق موجود، چرخ ايده خود را به حركت درآوريد.

سعي كنيد سطوحي را كه در برابر حركت مقاومت مي‌کنند، تشخيص داده و آنها را روان کنید. از خود سوال کنیم که ایده ما قرار است کدام مشکل را روان کند؟
معرفي ابزار خلاقیت: براي اينكه تصور بهتري از چرخ‌هاي محرك ايده پيدا شود، مي‌توان به یکی از ابزارهای موجود در این زمینه «اصول خلاقيت TRIZ» اشاره كرد. در TRIZ تمامي محدوديت‌ها (موانع) خلاقيت به صورت سيستماتيك شناسايي شده و به عنوان الگويي در آمده است. براي هر الگوي محدوديتي، يك يا چند راه‌حل یا گشایش پيشنهاد شده است. راه‌حل‌ها به صورت انتزاعي است منتها با شبيه‌سازي راه‌حل‌ها در مساله مي‌توان گشايش‌هاي جديد را ايجاد كرد. TRIZ تلاشي براي یافتن راه‌حل‌ها براي محدوديت‌ها و موانع است.

اسبي براي تاختن
ايده براي تاختن نياز به اسبي دارد كه بر آن سوار شود، آنها ابزارهاي تكنولوژيك محور و فناورانه و ساير ابزارهاي موجود در اكوسيستم كارآفريني كشور هستند. براي موفقيت ايده لازم است قبلا تحقيقي درمورد وجود ابزارهاي لازم انجام شود. در اكو سيستمي كه اين ابزارها وجود ندارد، نمي‌توان به موفقيت ايده خوشبين بود. قبل از اجراي ايده براي اجرا باید از توانايي‌هاي تكنولوژيك و مهارتي اطراف خود مطلع بود. عدم شناخت از وضعيت واقعي اين توانايي ممكن است منجر به تله افتادن ايده و نهايتا ناكامي آن شود.

واکنش در برابر مسائل غیر‌منتظره
وقتی با تحقیقات مختلفی که در محیط آنلاین و بازارها انجام دادید به یکتا بودن ایده خود پی بردید، زمان آن است که با خیال راحت و با تمام توان پیش بروید؛ اما اگر در خلال جست‌وجوی خود به محصولی برخوردید که قبلا در مورد آن اطلاعی نداشتید یا ویژگی جدیدی دیدید که محصول شما در حال حاضر فاقد آن است، آنگاه چه می‌شود؟ این یک چالش معمول است و احتمال وقوع آن وجود دارد؛ چراکه همواره امکان یافتن اطلاعات جدید در تحقیقات مستمر وجود دارد. این جای نگرانی نیست. کمی تامل کنید و یکبار دیگر ایده خود را بازبینی کنید. همواره فرصت تغییرات در ایده خود را باقی بگذارید. قبل از آنکه همه چیز را نهایی کرده باشید، سعی کنید به ایده خود تلنگری دوباره بزنید. طوفان فکری راه بیندازید و راه‌حل‌های جدید را مجددا بنویسید و برنامه خود را طبق یافته‌های جدید به‌روزرسانی کنید.

سنجش و ارزیابی ایده
قبل از اینکه ادامه دهید سعی کنید به ده سوال زیر به صورت مکتوب پاسخ دهید:
۱- ايده شما قرار است كدام مشكل را حل كند؟ قرار است كدام چرخ را روان كند؟ كدام نياز را مشخصا رفع كند؟
۲- آيا محصولات مشابه بازار را بررسي كرده‌ايد؟
۳- فكر مي‌كنيد تفاوت ايده يا محصول شما با ساير رقبا در چيست؟ ناب بودن در ايده شما موجود است؟
۴- آيا تنهايي شروع كرده‌ايد يا تيم تشكيل داده‌ايد؟
۵- اگر بخواهيد براي يك سرمايه‌گذار صحبت كنيد او را چگونه متقاعد مي‌كنيد؟
۶- آيا به راه‌هاي غير مستقيم براي رفع مشكل هدف انديشيده‌ايد؟
۷- تا چه اندازه اصل سادگي را رعايت کرده‌ايد؟
۸- آيا مي‌توانيد ايده خود را در ۳۰ ثانيه توصيف كنيد؟
۹- آيا موفق شده‌ايد اولويت‌ها را ببينيد؟ شاخ و برگ‌هاي اضافي را بزنيد؟
۱۰- دلايل مهمي كه به شما اميدواري مي‌دهد كه در اين ايده موفق خواهيد شد كدام هستند؟

متمایز کردن ایده
تحقیقات و ارزیابی‌های اولیه را به پایان رسانده‌اید. هم‌اکنون باید تعیین کنید که چه چیزی محصول شما را فوق العاده می‌کند؛ یعنی چه ویژگی محصول شما را از سایر محصولات متمایز می‌کند. این مهم‌ترین بخش کار است؛ چراکه برای معرفی خود در میان انبوه محصولات مشابه، باید خود را به شیوه‌ای خلاقانه از ديگران متمایز سازید. این تمایز باید برای مشتری ارزشمند باشد. این تمایز مانند اسبی است که ایده خود را بر روی آن سوار کرده و به سرعت می‌رانید.

تمرین عملی شماره ۱: برای اینکه وارد دنیای رقابت شوید، باید بتوانید متفاوت باشید. برای این باید بتوانید تفاوت محصولتان را با بقیه مشخص کنید. این نیاز به قدرت تشخیص تفاوت‌ها دارد.

برای اینکه در این زمینه تمرین کنید به فروشگاه زنجیره‌ای سری بزنید و محصولات چیده شده در یک قفس را ببینید. سعی کنید تمایز آنها را از همدیگر تشخیص دهید. ببینید محصولات مختلف چگونه خود را از سایر محصولات مشابه جدا و شاخص می‌سازند. این کمک می‌کند توانایی تشخیص و تفکیک شما بهبود یابد و مزیت رقابتی و ارزش قیمتی محصولات ویژه برایتان بیشتر مشخص شود.

تمرين عملي شماره ۲: براي اينكه ديد بهتري نسبت به مزيت رقابتي خود پيدا كنيد، فرض كنيد براي ورود به بازار رقباي زيادي داريد و همه در سطح قوي كار مي‌كنند. آن‌گاه ارزش افزوده من نسبت به آنها چیست؟ تمایز من نسبت به آنها چیست؟ براي مثال مي‌توان به بستني آيس پك اشاره کرد. در حالي‌كه سال‌ها بستني به عنوان يك محصول با تيراژ بالا و رقباي زيادي توليد مي‌شد، اما بستني آيس پك با تغييرات كوچكي در نحوه توليد و بسته‌بندي آن توانست مزيت رقابتي ويژه‌اي در ميان انبوه توليد كنندگان پيدا كند. اين نياز به ريزبيني خاصي دارد.

انتخاب یک نام برای محصول یا شرکت

شما به اندازه کافی در مورد ایده و محصول خود اطلاعات کسب کرده‌اید و بازار رقابت را هم به خوبی بررسی کرده‌اید. هم‌اکنون زمان آن فرا رسیده که برای محصول خود نامی انتخاب و لیستی از نام‌های کاندید را تهیه کنید.

به احتمال خیلی زیاد اولین نام منتخب شما قبلا انتخاب شده است؛ بنابراین هنگامی که در جست‌وجوی نام برای محصول یا شرکت خود هستید این نکات را مدنظر داشته باشید:
* سعی کنید نامی انتخاب کنید که در تلفظ راحت و قابل تفکیک باشد. مردم نام‌ها در یادشان می‌ماند و این انتخاب مهمی است.
* در این مورد فکر کنید که آیا می‌خواهید نام خودتان به عنوان چهره محصول مطرح شود یا خیر؟ ممکن است تصمیم بگیرید از نام خودتان برای بخشی از نام محصول استفاده کنید یا ممکن است از یك نام عمومی برای آن استفاده کنید.
* بررسی کنید که نام منتخب شما در زبان‌های پرکاربرد دیگر بیانگر منظور نامناسبی نباشد.

به صدای درون خود اعتماد کنید
در خلال مسیر خود به سوالات مختلفی برخواهید خورد. شما باید تصمیمات مختلفی اتخاذ کنید. مانند فرآیند ساخت یک خانه، از نقشه روی کاغذ تا اجرای کامل. در شرایطی قرار خواهید گرفت که قبلا برخورد نکرده‌اید. ممکن است پاسخ صحیح را بلافاصله پیدا نکنید، اما از طرفی باید سریع تصمیم بگیرید. در اینجا لازم است مقداری به خود زمان دهید. قدری صبور باشید و گزینه‌های مختلف را بسنجید. قبل از تصمیم نهایی آن را مورد پرسش قرار دهید. اگر در تصمیماتتان دقت نظر به خرج دهید محدوده دانش شما در مورد محصول گسترده‌تر خواهد شد و اعتماد به نفس بیشتری درمورد انتخاب خود پیدا خواهید کرد.
ماكت اوليه را بسازيد. شما ایده خود را نوشته‌اید سپس طرح اولیه آن را کشیده‌اید و روی آن بحث کرده‌اید. اکنون زمان آن است که آن را بسازید. سعی کنید ماكت اوليه را با استفاده بهینه از توان خودتان بسازيد. برش‌ها را انجام دهید. ممکن است لبه‌ها تیز و نافرم باشند، اما خوب است ادامه دهید، چراکه این نمونه به شما امکان می‌دهد بدانید چه مواد اولیه و به چه میزان لازم دارید و روش سر هم بندی آنها را خواهید دانست. با این یافته‌ها شما می‌توانید تولید‌کننده‌ای را پیدا کنید که نیاز شما را تامین کند. اينگونه بهتر مي‌توانيد با مشتريان بالقوه خود صحبت كنيد. با ساخت نمونه اوليه ممكن است جلوي انحرافي بزرگ در توليد گرفته شود.

نمونه اوليه را آزمايش كنيد. با چند روش ساده و كم هزينه مي‌توانيد نمونه اوليه را مورد آزمايش قرار دهيد و اطلاعات مفيدي به‌دست بياوريد: سعي كنيد با آن زياد خوش رفتار نباشيد، در مورد مشكلات احتمالي آن بينديشيد اما بدون تعصب و به دور از خوش‌بيني، آن را به يك فروشگاه محلي ببريد و نظر فروشنده يا مشتريان احتمالي را جويا بشويد. ايجاد تغييرات در اين مرحله راحت‌تر از مرحله توليد نهايي محصول است.

خود را جاي مشتري بگذاريد. در صورتي كه بتوانيم خود را به عنوان مشتري تصور کرده و از ديدگاه او به ايده يا محصول خود بنگريم ممكن است نتايج مفيدي اخذ شود. اين مهارتي است كه كارآفرين بايد در درون خود پرورش دهد.

ايده خود را بسته‌بندي كنيد. منظور از آن لزوما بسته‌بندي فيزيكي نيست؛ یعنی ايده آنقدر پرورش يافته و مستقل باشد كه لازم نباشد خود ايده‌پرداز همراه آن حضور داشته باشد؛ یعنی بتوان ایده را در یک بسته گذاشت و آن بسته شامل تمام حالات و پیشامدهای ممکن باشد. مشتری بدون نیاز به ايده پرداز بتواند از آن استفاده کند.

باز هم ایده مبهم است!
گاهی چندین ایده جدید در ذهن دارید و به ایده‌های خود خوش‌بین هستید، فقط نمی‌دانید که از کجا باید شروع کنید. تمام مراحل فوق را هم انجام داده‌اید و بازهم ایده شما شکل مشخصی به خود نگرفته است؛ یعنی ایده شما هنوز در‌ هاله‌ای از ابهام قراردارد. تمام اینها باعث شده است که گام اول را برندارید. باید گفت که این خاصیت کارآفرینی است. نقطه شروع کار مشخص نیست. در این بخش ۲ راه حل برای برخورد با ایده‌های مبهم ارائه می‌شود:

راه حل ۱: در این حالت بهتر است زمان زیادی را روی نقطه شروع صرف نکنیم. بهتر است از جایی آغاز کنیم. هرچند اگر نقطه شروع دلخواهمان نباشد، اما مهم این است که شروع کرده‌ایم.

راه حل ۲: گزارش‌نویسی روزانه برای شروع ایده‌های مبهم. در این حالت شما اهداف و اقدامات کوچکی را به صورت روزانه برای خود تعریف می‌کنید. در پایان هر روز برای روز بعد هدف‌گذاری می‌کنید و آنها را یادداشت می‌کنید. روز بعد سعی می‌کنید به هر کدام از آنها رسیدگی کنید و نتیجه بگیرید. هنگامی که اقدام عملی را شروع می‌کنید به مرور زوایای ایده مبهمتان بیشتر روشن می‌شود. نکته مهمی که در اینجا وجود دارد این است که برای شروع باید اقدامات روزانه را کوتاه و قابل دستیابی تعریف کنید، در این صورت در مدت یک ماه، شما توانسته‌اید مسیرهای مختلفی را آزمایش و نتایج مختلفی کسب کنید. مزیت این کار این است که شما بر روی نقطه شروع متوقف نشده‌اید، بلکه وارد دنیای اجرا شده و با مسائل و چالش‌های واقعی آن روبه‌رو هستید. ممکن است برخی از اقدامات کوتاه روزانه هدر بروند؛ اما شما چیزی از دست نداده‌اید؛ چراکه با هزینه کمی شروع کرده‌اید و در صورت اشتباه به سرعت می‌توانید مسیر را اصلاح کنید.

هم‌اکنون شما تحقیقات کافی انجام داده و ایده خود را شکل داده‌اید. در مسیری هستید که می‌خواهید محصول خود را تولید کنید. خود را برای پیمودن مسیر آماده کرده‌اید. نفسی عمیق بکشید و با اعتماد، صبر، قدرت درونی، استقامت و خط مشی به جلو بروید.

بخش ۱۰:
جذب سرمایه در شركت‌هاي نوپا

سه دلیل زیر را برای تاکید بر اهمیت سرمایه در به موفقیت رسیدن یک استارت‌آپ می‌توان ذکر کرد:

۱- خوشبینی در برآورد هزینه‌ها: معضلی که در کسب‌و‌کارهای نوپای شکست خورده وجود دارد، همانا عدم برآورد صحیح از هزینه‌ها است. واقعیت این است که هزینه‌ها بسیار بیشتر از آن است که یک ایده پرداز خوشبین نسبت به موفقیت پروژه‌اش خواهد داشت.

۲- انرژی درونی سرمایه: سرمایه مانند یک منبع انرژی فشرده شده است که حاصل کار و تلاشی است که انجام گرفته است. ماهیت سرمایه این است که انرژی‌های اطراف را گرفته و در درون خود متمرکز می‌سازد. یک کسب‌و‌کار نوپا مسلما به انرژی‌های نهفته در درون سرمایه نیاز خواهد داشت.

۳- توان جان به در بردن از ضررهای مقطعی: بسیاری از ایده‌های استارت آپی به علت ماهیت نوآورانه‌شان ممکن است در مراحل اولیه تولدشان درآمد آنچنانی را عاید صاحبانشان نسازند. ممکن است صاحبان کسب‌و‌کار بخش بزرگی از منابع خود را صرف شروع استارت آپ کنند؛ بنابراین تحمل شکست آنها بسیار پایین خواهد آمد و همین خطر باعث تلاطم در کسب‌و‌کار خواهد شد. به همین دلیل باید سرمایه‌های جدید در کسب‌و‌کار تزریق شوند تا در صورت عدم درآمدزایی در سال‌های اولیه امکان ادامه کسب‌و‌کار وجود داشته باشد.

ساختاری برای جذب سرمایه

ایده پردازان اولیه استارت آپ باید از مرحله‌ای به بعد تعصب یا خودخواهی نسبت به ایده خود را کنار بگذارند و به سرمایه‌گذار بیاندیشند. این مستلزم داشتن فرهنگ شراکت است. سرمایه‌گذار باارزش‌ترین کالای خود را که همانا سرمایه‌اش است فراهم می‌کند و در ازای آن مالکیت بر بخشی از ایده، و آنگاه نوآوری و بهره‌وری ایده‌پرداز را می‌خواهد. این هم یک کار فرهنگی است، هم یک کار قانونی و حقوقی. احتمال اینکه صاحبان ایده خود صاحبان سرمایه هم باشند احتمال ضعیفی است. ممکن است برخی استارت‌آپ‌ها بر اساس روابط دوستانه یا خویشاوندی موفق به جذب سرمایه‌های جزیی اولیه شوند (و برای همین است كه در کشورهای در حال توسعه کسب‌و‌کارهای خانوادگی موفق‌تر هستند)، اما این راه‌حل اساسی نیست. سرمایه و ایده باید در یک بستر قانونی و نه شخصی و خانوادگی به یکدیگر برسند. برای اینکه در اکو سیستم کارآفرینی موفق شد نیاز به اصلاح قوانین و مقررات و ایجاد الگو‌هایی برای اتحاد سرمایه با اندیشه است.

ایده‌های سرگردان و سرمایه‌های سرگردان
در هر جامعه‌ای خصوصا در جوامع در حال توسعه سرمایه‌های سرگردان و ایده‌های سرگردان زیادی وجود دارند. جدای از معاملات مسکن، طلا و… در واقع افراد زیادی وجود دارند که سرمایه‌های خود را بدون داشتن ایده به بانک‌ها می‌سپارند؛ چراکه زمان و تخصص لازم برای بهره‌وری آن را ندارند. کافی است بستری برای اتحاد ایده‌های سرگردان با سرمایه‌های سرگردان ایجاد شود. این می‌تواند مهمترین گام در ایجاد اکوسیستم کارآفرینی باشد.

صنعت سرمایه‌گذاری در کسب‌و‌کارهای نوپا چگونه عمل می‌کند؟ در این بخش، صنعتی به نام «صنعت سرمایه‌گذاری در شرکت‌های نوپا» معرفی می‌شود. هدف این است که آنچه پشت پرده قرار دارد و صنعت عظیم کارآفرینی آمریکا را به پیش می‌راند، مورد بررسی قرار گیرد.

پشتیبان اول، سرمایه‌گذار مرحله کشت ایده(Seed Funding): اولین حامی استارت آپ‌ها سرمایه‌گذاران مرحله کشت ایده هستند. یک کارآفرین می‌تواند با یک جست‌وجوی محلی یا اینترنتی افراد مختلفی برای سرمایه‌گذاری پیدا کند. در این مرحله سرمایه‌گذار طبق قوانین و فرمت‌های پذیرفته شده در بازار بخشی از سهام شرکت (کسب‌و‌کار نوپا) را خریداری می‌کند. شرکت، ارزشگذاری اولیه می‌شود و سپس سرمایه جذب می‌شود؛ یعنی سرمایه‌گذار به کسب‌و‌کار کمک می‌کند تا به درآمد اولیه برسد یا اینکه برای سرمایه‌گذاری‌های بعدی آماده شود. این سرمایه‌گذاری می‌تواند شامل کمک دوستان، فامیل، سرمایه‌گذاران فرشته (فردی که سرمایه شرکت‌های نوپا را فراهم می‌کند و برخلاف شرکا در نحوه مدیریت شرکت دخالتی نمی‌کند) یا تامین مالی جمعی

(Crowd Funding) باشد که نوعی سرمایه‌گذاری پول به صورت دسته جمعی و مردمی که عمدتا از طریق اینترنت و شبکه‌های اجتماعی انجام شده و به کمک مالی یا سرمایه‌گذاری روی انواع کمپانی‌های تازه تاسیس یا در حال تاسیس و ابداعات سودآور اطلاق می‌شود، خود کارآفرین نیز می‌تواند از سرمایه‌گذاران اولیه باشد. سرمایه اولیه کارآفرین می‌تواند پس‌انداز یا وام باشد.

پشتیبان دوم، سرمایه‌گذاران فرشته (Angel Investor):

پس از اینکه سرمایه‌گذاری مرحله کشت ایده (seed funding) به نتیجه رسید و کسب‌و‌کار جان گرفت حال نوبت به مرحله دوم سرمایه‌گذاری می‌رسد. در این مرحله سرمایه‌گذاران فرشته وارد می‌شوند. میزان سرمایه‌گذاری آنها حدودا به ۱ تا ۲ میلیون دلار می‌رسد. سرمایه‌ها بیشتر شخصی است.

پشتیبان سوم، سرمايه مخاطره‌آميز (Venture Capital) :

پس از آنکه سرمایه‌گذاری ۱ تا ۲ میلیون دلاری سرمایه‌گذاران فرشته به ثمر رسید آنگاه نوبت به VC‌ها می‌رسد. تفاوت VC با Angel این است که Angel‌ها عموما دارای شبکه‌ای غیر‌رسمی از سهامداران حقیقی‌اند که به صورت شخصی و نسبت به علایق شخصی روی استارت آپ‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند، اما VC‌ها شخص نیستند؛ بلکه آنها سرمایه‌گذارانی مخاطره‌آمیز هستند که به طور اختصاصی و حرفه‌ای روی استارت‌آپ‌ها و شرکت‌های نوپا سرمایه‌گذاری می‌کنند. شرکت سرمایه‌گذاری VC نه تنها برای کسب‌و‌کار پول فراهم می‌کند بلکه مجموعه‌ای از امکانات مدیریتی و مشاوره‌ای فراهم می‌کند. امکاناتی از قبیل مشاوره استراتژی، بازاریابی، استخدام مدیریان با تجربه، حسابداری و … که برای رشد کسب‌و‌کار لازم است را فراهم می‌کند.

تکثیر سرمایه‌گذار

نکته جالبی که وجود دارد این است که مکانیزم سرمایه‌گذاری به گونه‌ای تعریف شده است که در آینده خود استارت‌آپ‌های موفق (که اکنون شرکت‌های بزرگی شده‌اند) خود می‌شوند بزرگ‌ترین حامی استارت‌آپ‌ها و وزنه‌ای بزرگ در آن صنعت؛ چراکه خود بیشترین سود را از آن برده‌اند و این یعنی تکثیر مستمر حامیان از میان پرورش یافتگان و یک دور دائمی بهره‌وری. به عنوان مثال شرکت گوگل حامی کارآفرینان می‌شود یا جک دورسی بنیانگذار تويیتر در اینستاگرام سرمایه‌گذاری می‌کند.

بخش۱۱:
مراحل رشد یک ایده نوآورانه

در این نوشته مراحل رشد یک استارت‌آپ موفق و مراحل سرمایه‌گذاری در آن ارائه می‌شود. هدف از این نوشته ارائه مثال عملی در مورد اهمیت سرمایه‌گذاری در موفقیت استارت‌آپ‌ها است.

مثالی از سرمایه‌گذاری در استارت‌آپ اینستاگرام: اینستاگرام زمانی بر زبان‌ها افتاد که سال گذشته فیس‌بوک آن را به قیمت باور نکردنی یک میلیارد دلار خریداری کرد. این یک عدد قابل توجه برای یک شرکت جوان است که تا قبل از آن هیچ درآمدی نداشته است. در ادامه مراحل رشد شرکت به صورت خلاصه ارائه می‌شود. پیغام‌های موجود در آن برای استارت‌آپ‌های بومی سازگار خواهد آمد.

تاریخچه اینستاگرام:

مارس ۲۰۱۰ (دور اول جذب سرمایه): یکی از دانشجویان دانشگاه استنفورد به نام کوین سیستروم Kevin Systrom روی یک اپلیکیشن مکان یابی به نام Burbn کار می‌کند. او موفق می‌شود حدود ۵۰۰ هزار دلار سرمایه از نوع Seed برای کار خود جمع کند. در فرهنگ سرمایه‌گذاری در کارآفرینی این مرحله از جذب سرمایه را راند اول یا First Round می‌نامند. (برای اطلاع از مفهوم سرمایه seed و سایر انواع سرمایه‌گذاری‌ها در استارت‌آپ‌ها به بخش دهم این مجموعه مراجعه کنید).

ژوئيه ۲۰۱۰: کوین سیستروم و همکلاسی اش مارک کریگر بعد از پنج ماه کار روی استارت‌آپ Burbn، طبق بازخوردی که از کاربرانشان داشتند به این نتیجه رسیدند که بهتر است چرخشی در کار خود ایجاد کرده و یک اپلیکیشن برای به اشتراک‌گذاری عکس روی موبایل آی‌فون طراحی کنند.

اکتبر ۲۰۱۰: سیستروم و کریگر با کار روی این ایده جدید، اپلیکیشنی برای به اشتراک‌گذاری عکس در گوشی‌های آی‌فون ایجاد کردند. آنها در ابتدا حدود ۸۰ کاربر داشتند.

دسامبر ۲۰۱۰: اینستاگرام امکان اشتراک کامل عکس و پشتیبانی از آن روی سایت foursquare را اعلام می‌کند. تعداد کاربران اینستاگرام به یک میلیون رسیده است.

فوریه ۲۰۱۱ (دور دوم جذب سرمایه): تعداد کاربران به ۷۵/۱ میلیون نفر رسیده است. روزانه حدود ۲۹۰ هزار عکس آپلود می‌شود. در این مرحله شرکت دور دوم (Second Round) جذب سرمایه خود را انجام می‌دهد. آنها موفق می‌شوند حدود ۷ میلیون دلار سرمایه از طریق یک شرکت سرمایه‌گذاری ونچر (Venture Capitalist) به نام Benchmark Capital و همچنین گروهی از سرمایه‌گذاران فرشته جذب کند. یکی از این سرمایه‌گذاران فرشته آقای جک دورسی بنیانگذار شرکت توئیتر است. به این ترتیب اینستاگرام سیستم‌های خود را توسعه می‌دهد تا امکان به اشتراک‌گذاری در هر سرویسی را فراهم کند.

ژوئن۲۰۱۱ : یعنی حدود ۱۷ ماه پس از آغاز به کار شرکت، تعداد کاربران به ۶ میلیون نفر رسیده است و حدود ۱۰۰ میلیون عکس به اشتراک گذاشته شده است.

آگوست ۲۰۱۱: تلاش‌های فیس‌بوک برای خرید اینستاگرام ناکام می‌ماند. این یکی از انتخاب‌های درست صاحبان اینستاگرام بود؛ چراکه آنها استارت‌آپ خود را در مراحل اولیه به فروش نرساندند، بلکه آن را رشد دادند تا به مرحله مناسب برای چانه‌زنی و فروش برسند. در این هنگام اینستاگرام با توسعه دامنه فعالیت‌هایش، فیلترهای معروف و خاص خودش برای ویرایش عکس‌ها ارائه کرد.

اکتبر ۲۰۱۱: روزانه ۵۰٫۰۰۰ نفر برای استفاده از اینستاگرام ثبت نام می‌کردند.

نوامبر ۲۰۱۱: در اخبار آمد که اینستاگرام در جست‌وجوی کسب ارزش معادل ۲۰ میلیون دلار برای شرکت است.

ژانویه ۲۰۱۲: تعداد کاربران به ۱۵ میلیون رسیده است. هر ثانیه ۶۰ عکس آپلود می‌شود.

آوریل ۲۰۱۲ (دور سوم سرمایه‌گذاری): شرکت سرمایه‌گذاری Sequoia Capital، سرمایه ۵۰ میلیون دلاری را به شرکت هدایت می‌کند. در این زمان شرکت نسخه آندروید را هم توسعه می‌دهد و تعداد کاربران به ۳۰ میلیون می‌رسد. در این هنگام فیس‌بوک اعلام می‌کند که حاضر است شرکت اینستاگرام را به قیمت یک میلیارد دلار خریداری کند.

فیس‌بوک موفق می‌شود شرکت اینستاگرام را به قیمت یک میلیارد دلار تصاحب کند و سود میلیاردی را نصیب سرمایه‌گذاران اینستاگرام کند.

نکات مهم:
• جالب این است که اینستاگرام تا قبل از خریداری شدن توسط فیس بوک، هیچ درآمدی نداشته است.
• قبل از هر سرمایه‌گذاری شرکت ارزش‌گذاری می‌شود که اصطلاحا Pre-money Valuation نام دارد.
• قبل از سومین مرحله جذب سرمایه، ارزش شرکت ۵۰۰ میلیون دلار برآورد می‌شود. پس از این ارزش‌گذاری سرمایه ۵۰ میلیون دلاری از طرف سرمایه‌گذار وارد شرکت می‌شود. این مساله نشان می‌دهد مهارت ارزش‌گذاری شرکت قبل و بعد از تزریق سرمایه بسیار مهم است.
• کار اصلی اینستاگرام تنها ایجاد فضایی برای به اشتراک گذاشتن عکس‌ها است، ولی هزینه‌ای که فیس‌بوک بابت خرید آن پرداخت کرد، نشان می‌دهد که به اشتراک‌گذاری تصاویر یکی از پایه‌های اصلی موفقیت شبکه‌های اجتماعی است.
• فیس‌بوک در مراحل اولیه رشد اینستاگرام سعی کرد آن را تصاحب کند، اما هوشمندی صاحبان اینستاگرام باعث شد، قیمت‌های بالاتری بعدها توسط فیس‌بوک پیشنهاد شود.
• شما می‌توانید از سایت Crunchbase.com سرگذشت استارت‌آپ‌ها را طبق مراحل سرمایه‌گذاری ببینید و تجربیات آنها را در پرورش ایده خود به کار بگیرید.

درس‌هایی برای استارت‌آپ‌های بومی:

• یکی از مهارت‌هایی که برای توسعه کسب و کار لازم است، همانا تخمین هزینه‌های مورد نیاز است.
• یکی از مهم‌ترین کارها قبل از ورود سرمایه به یک شرکت دقت در ارزش‌گذاری اولیه آن است.
• برای ورود سرمایه به یک شرکت لازم است از قبل قوانین و مقرراتی برای توافق وجود داشته باشد.

بخش۱۲:
تولید ایده به محصول

در بخش‌هاي قبل به ایده خود شکل دادید و ماکت اولیه را درست کردید. ویژگی‌های مختلف آن را بررسی کردید. سعی کردید آن را تست اولیه کرده و بازخوردی دریافت کنید. هم‌اکنون تصمیم گرفته‌اید محصول را به مرحله تولید انبوه برسانید. در این فصل مراحلی که ایده به محصول واقعی می‌رسد، معرفي می‌شود.

راه آزموده: هنگامی که شخصی از ارائه محصول جدیدش به بازار سخن می‌گوید، در واقع کمتر روی روش تولید آن بحث می‌شود. هرکسی راه منحصر به فردی در پیدا کردن منابع تولیدکننده محصولش دارد. مسیر تولید آنها با گامی به جلو یا دو گام به عقب و تکرار مکرر آن و به مرور شکل می‌گیرد. فرمول واحدی برای تولید محصول وجود ندارد. منتها ما اینجا هستیم تا به شما بگوییم که راه‌های آزموده‌ای برای تولید محصول وجود دارد. توماس ادیسون می‌گوید: من شکست نخوردم بلکه ۱۰۰۰۰ راه پیدا کردم که کار نمی‌کند!

اهدافی که با ورود به مرحله تولید شکل می‌گیرند
در این بخش اهداف زیر دنبال می‌شوند:
۱- مشخص کردن روش ساختن محصول
۲- یافتن و آموختن اینکه دقیقا کدام مواد برای تولید مناسب هستند و به چه دلیل
۳- ساختن یک نمونه اولیه و تست کردن آن
۴- پیدا کردن شرکتی که بتواند تعداد محدودی را در فاز اول تولید کند با یک قیمت مناسب و در زمان مناسب
۵- آشنایی با قواعد دولتی
۶- تعیین روش بسته بندی محصول

چند نکته مهم در تولید :

• سعی کنید هزینه‌های اولیه کاهش یابد. تا امکان آزمایش و خطا کردن و ریسک شکست خوردن وجود داشته باشد.
• تلاش نکنید که چرخ را دوباره اختراع کنید. از ابزارهای آماده در اجرا بهره بگیرید. قرار نیست تمام مراحل اجرا توسط شما انجام بگیرد. بر اساس توانایی و مهارت‌های خود بر آنچه در آن تبحر دارید، تمرکز کنید و برای بقیه فعالیت‌ها از توانایی و پتانسیل‌های دیگران و همچنین ابزارهای آماده استفاده کنید.
• در تولید انبوه، به اتحاد با دیگران بیندیشید. اتحاد با دیگران نیروهای زیادی را وارد پروژه خواهد کرد، اما این مستلزم ذی‌نفع کردن دیگران نیز است. اتحاد مبتنی بر نفع متقابل اصل اولیه در تولید ثروت مشروع است. در صورتی که شما صرفا در اندیشه بهره‌گیری از دیگران در راستای اهداف خود باشید، مسلما از پتانسیل‌های زیادی بی‌بهره خواهید شد.
• به فکر ساده‌سازی باشید: در خلال انجام کار سعی شود که مدل ساده و کلی از کار در نظر باشد. یکی از تهدیدات در کارهای جدید غرق شدن در شاخ و برگ‌های اضافی است. این باعث می‌شود که از اصل کار دور شویم. پیدا کردن الگو و اسکلت اصلی، کار ساده‌ای نیست، اما ارزش وقت گذاشتن دارد. این شبیه قانون ۸۰-۲۰ پارتو است که در آن ۲۰ درصد کارها به اندازه ۸۰ درصد آن ارزش دارد.

چند نکته در مورد ساده‌سازی:

• مساله ساده‌سازی در تولیدهای نرم‌افزاری که پتانسیل زیادی برای پیچیده شدن ناگهانی دارند بسیار کارآ است. باید در فکر اسکلت اصلی کار بود.
• برای ساده‌سازی ابتدا باید اهداف اصلی را تحلیل کنیم، برای رسیدن به هر هدف چند فعالیت اصلی‌تر باید انجام گیرد. آن فعالیت‌ها را تشخیص دهیم و در اندیشه اتمام آنها باشیم.
• حفظ توازن میان ساده‌سازی و کارآیی نیاز به مهارت و تجربه و شناخت دارد.
• گاهی ممکن است از ساده شدن هراس داشته باشیم و همیشه در وسوسه پیچیده کردن کار به عنوان یک کار عمده باشیم، اما واقعیت این است که همیشه سادگی، کارآتر و زیباتر از پیچیدگی است.

گام اول: تک‌تک اجزای مختلف تشکیل‌دهنده محصول را لیست كنيد. زمان مناسبی برای آن اختصاص دهید. آنگاه شما خواهید دانست که چه چیزی را نیاز دارید. در هر صنعتی مجامعی وجود دارند که می‌توانند به عنوان منبعی برای اطلاعات مفید و شبکه‌سازی در آن صنعت به کار روند. این مجامع عموما گرایش‌ها و خط‌مشی گروه خاص خود را توسعه و ارتقا می‌دهند. برخی از این مجامع محلی هستند و برخی بین‌المللی. شما می‌توانید از این مجامع به عنوان منبعی برای شبکه‌سازی و ارجاع‌های مختلف خود استفاده کنید.

گام دوم : یافتن تولیدکننده. شما باید از روش‌های مختلفی برای پیدا کردن یک تولیدکننده مناسب استفاده کنید. یک جست‌وجوی مناسب می‌تواند نتیجه خوبی در بر داشته باشد. در ادامه، چندین روش برای یافتن یک تولیدکننده توضیح داده می‌شود:

معرفی: بهترین روش برای یافتن تولیدکننده مناسب می‌تواند معرفی افراد باشد. افراد می‌توانند آشنایان با تجربه در صنعت یا سازمان‌های تجاری یا مجامع صنعتی باشند. اطمینان و اعتماد به کار در این روش برای هردو طرف بیشتر است.

اینترنت: ساده‌ترین و سریع‌ترین راه برای پیدا کردن تولیدکننده و مواد اولیه است، اما چالش اینجا است که به راحتی نمی‌توان تولیدکننده‌های معتبر را از غیرمعتبر تشخیص داد.

ارتباط‌گیری با انجمن‌ها: در مجامع مرتبط با صنعت عضو شوید. وب سایت و مستندات آنها را مطالعه کنید. لیستی از شبکه‌ها، افراد و قوانین برای مراجعه اضطراری تهیه کنید. با یک یا دو موسسه مرتبط تماس بگیرید. تماس تلفنی بهتر از ایمیل است. در روزنامه‌های مرتبط مشترک شوید و وبلاگ‌ها را مطالعه کنید. در این صورت ‌هاله‌ای از اطلاعات مفید پیرامون شما شکل گرفته و شرایط را برای رشد و توسعه و همچنین خلاقیت و نوآوری فراهم می‌شود. اینگونه است که اطلاعات و رویکرد شما بهتر و غنی‌تر خواهد شد.

بخش۱۳:
یافتن و ارزیابی تولیده‌کننده‌ها

ممکن است دایره‌المعارفی با وسعت تمام صنایع تولیدی در ایران یافت نشود، اما همواره شرکت‌هایی خصوصی وجود داشته‌اند که در تکاپو برای تهیه فهرست به‌روز و کامل از تمامی صنایع مختلف با دسته بندی‌های مختلف بوده‌اند.

این شرکت‌ها معمولا پایگاه داده‌های خود را با هزینه‌هایی در حدود ۵۰ تا ۱۰۰ هزار تومان می‌فروشند. کارآفرین تازه‌کار می‌تواند با تهیه این سی‌دی‌ها امکان برقراری ارتباط با تولیدکنندگان مورد نظر خود را فراهم کند. یک کارآفرین تازه‌کار برای تولید محصول خود لازم است دنبال تولیدکننده مناسب برای مذاکره باشد. این ممکن است برخلاف تصور برخی کارآفرینان تازه‌کار باشد که معتقدند باید از ابتدا همه چیز را خودشان تولید کنند. در واقع برای شروع خوب لازم نیست همه چیز را با توان خود آغاز کنیم؛ بلکه بهتر است یاد بگیریم نیروها و منابع آماده اطراف را به گونه‌ای با اهداف خود همراستا سازیم که هر دو طرف منتفع شوند.

تحقیق حضوری

ممکن است از طریق اینترنت یا خرید فهرست‌های تماس چندین تولیدکننده را برای مذاکره انتخاب کرده باشید. در اینجا توصیه می‌شود ترتیب یک بازدید حضوری را بدهید. از محیط تولید و مدیر تولید بازدید کرده و سعی کنید روابط خود را توسعه دهید. شرایط محیط کاری، آراستگی، پایبندی به قوانین ایمنی و سلامت، مسایل حقوقی و … را بررسی کنید. فرض کنید که سرمایه‌گذار خصوصی هستید و می‌خواهید در این کارخانه سرمایه‌گذاری کنید.

چه سوالاتی از تولیدکننده بپرسیم؟

یک دیدار حضوری یا یک مصاحبه از قبل برنامه‌ریزی شده با مدیر تولید انجام دهید. میزان تعهد و علاقه مدیر تولید را در ارایه جزییات بسنجید. قبل از مصاحبه اطلاعات کاملی در مورد مواد اولیه مورد نظرتان برای استفاده آماده کنید. این برخی از سوالاتی است که می‌توانید مطرح کنید:

• هزینه تولید نمونه‌ها چقدر است؟ (انتظار داشته باشید که این هزینه بیشتر از تولید انبوه باشد)

• چقدر زمان طول می‌کشد تا حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ عدد از محصول در فاز اول تولید شود؟ اگر در آینده نیاز به تولید بیشتری داشتید آیا خط تولید آنها ظرفیت لازم را دارد؟

• در مورد شرایط کاری کارگران تحقیق کنید. آیا آنها تحت حمایت قانون کار قرار دارند؟

این گفت‌وگو اطلاعات روشن‌کننده زیادی در مورد اینکه شما می‌توانید با این تولیدکننده کار کنید ارایه می‌دهد. ممکن است با اولین تماس چیز زیادی حاصل نشود. شما برای یافتن پاسخ‌های خود ادامه دهید؛ چراکه زمان پاسخگویی آنها هم می‌تواند نکته مهمی باشد. آیا پاسخ‌های آنها سرموعد آماده بود؟ این نکات را به خوبی بررسی کنید، چراکه شما اعتبار خود را بر اساس توان تولید آنها قرار داده‌اید.

تولید در داخل یا خارج از مرز؟

اگر بتوانید تولیدکننده محلی و آشنا پیدا کنید که بسیار خوب است. اما واقعیت‌های اقتصاد جهانی امکان استفاده از تولیدکنندگان خارجی را هم فراهم کرده است. این روزها تقریبا بر روی هر وسیله‌ای عبارت «ساخت چین» را می‌بینید. با این حال توصیه می‌شود در ابتدای کار با تولیدکننده‌های داخلی همکاری کنید. این علاوه‌بر کاهش برخی هزینه‌های حمل‌و‌نقل و بازاریابی، به اقتصاد ملی هم کمک خواهد کرد. ممکن است شما در ابتدای راه باشید و آشنایی زیادی با جزییات تولید محصولتان نداشته باشید. همچنین شما بهتر است قبل از مذاکره با تولیدکننده، در مورد جزییات فنی تولید اطلاعات بیشتری داشته باشید تا قابلیت خود را نشان دهید؛ ‌بنابراین اگر در ابتدای راه هستید و می‌خواهید اطلاعات فنی خود را افزایش دهید، توصیه می‌شود طرح‌های توجیهی مختلفی را که در اینترنت به وفور یافت می‌شود مطالعه کنید. برخی از این طرح‌ها با هزینه‌هاي کمی، حدود ۵ تا ۱۰ هزار تومان قابل خریداری هستند. در این طرح‌ها تمامی جنبه‌های تولید یک محصول خاص توضیح داده شده است. این به یکباره تجربه آماده‌ای را برای شما فراهم می‌کند.

معرفی سایت: یکی از سایت‌هایی که حاوی اطلاعات بسیار ارزشمند از طرح‌های تولید صنعتی است سایت «سازمان صنایع کوچک و شهرک‌های صنعتی ایران» به آدرس http://isipo.ir است. در این سایت امکان دسترسی آزاد به انواع طرح‌های صنعتی وجود دارد. مطالعه این طرح‌ها برای هر تولیدکننده‌ای اکیدا توصیه می‌شود. برای هر طرح بازار جهانی و داخلی و ماشین‌آلات لازم و نحوه تولید موشکافی شده است.

تهیه فهرست مواد تشکیل‌دهنده محصول

فهرستی از تمام مواد تشکیل‌دهنده محصول خود تهیه کنید و تا کوچک‌ترین جزییات را ببینید. زمانی که محصول خود را به قطعات تشکیل‌دهنده آن تجزیه می‌کنید آنگاه تصور بهتری از مواد مورد نیاز خود خواهید داشت. همچنین سعی کنید در مورد مواد اولیه محصولات رقیب هم تحقیق کنید.

کسب اطلاعات در مورد مواد اولیه

در مورد موارد اولیه بیشتر اطلاعات کسب کنید. در این راه ذهن خود را باز گذاشته و روی ماده خاصی اصرار نورزید. همواره از خود بپرسید چرا این ماده را انتخاب کردم؟ آیا گزینه بهتری وجود دارد؟ از طریق توفان فكری به فهرستی از مواد اولیه رسیده‌اید. قبل از اینكه آنها را نهایی كنید مجددا این سوال را مطرح كنید كه «چرا این را انتخاب كرده‌ام؟» در مورد آنها تحقیق كنید. هرچه بیشتر در مورد مواد اولیه شناخت داشته باشید بهتر می‌توانید محصول خود را بفروشید.

مواجهه با مشكلات تولید

نظر تولیدكننده و كارآفرین همیشه یكی نیست. تولیدكننده در فكر تولید محصول بیشتر در زمان كمتر است. اما كارآفرین در فكر تولید با كیفیت مطلوب در زمان مناسب و با قیمت مناسب است. برای رفع این مشكلات می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:

• توافق كنید. مذاكره در مورد قیمت، زمان و كیفیت ممكن است وقت‌گیر باشد، اما این یك رابطه برد- برد خواهد شد.

• تسلیم نشوید. ممكن است فرآیند مذاكره طولانی و پیچیده شود اما شما سعی كنید آرامش خود را حفظ كنید و تسلیم نشوید.

• قیمت‌های را مقایسه كنید. قیمت‌های بالا و پایین را بررسی كنید. دلیل تفاوت قیمت‌ها را بیابید. نحوه تولید و خدمات آنها را هم بررسی كنید. تصمیم نهایی را بر اساس قیمت قرار ندهید. قیمت همیشه مهم نیست. دریافت محصول با كیفیت مناسب ارزش دارد، كمی بیشتر خرج كنید.

بخش ۱۴:
در بخش قبل مرحله تولید انبوه محصول مورد بررسی قرار گرفت. در این بخش ادامه مراحل برای قیمت‌گذاری و بسته‌بندی محصول ارایه می‌شود.

قیمت‌گذاری

زماني که قيمت محصول توليدی شما مشخص شود آنگاه مي‌توانيد به سمت تعيين قيمت نهايي محصول برويد. شما ممکن است از تحقيقات بازار و بررسي رقبا استفاده کنيد. مقايسه قيمت رقبا و خرده فروشان مهم است، چراکه به نفع شما است که قيمت منطقي و حاشيه سود کمتري داشته، اما تعداد بيشتري بفروشيد تا اينکه قيمت بالا و تعداد اندکي داشته باشيد.

يک روش عمومي براي محاسبه قيمت تمام شده اضافه کردن اين سه مورد است:

۱- هزينه مواد اوليه

۲- هزينه توليد

۳- حاشيه سود

موارد ۱ و ۲ به شما نقطه سر به سر را مي‌دهد و مورد ۳ (حاشيه سود) انتظاري است که شما پس از پوشش هزينه‌هاي مواد و توليد و برخي هزينه‌های جانبي از قبيل تلفن و تجهيزات وغيره از محصول خود داريد. به ياد داشته باشيد هزينه‌هاي حمل و تحويل محصول به فروشندگان را هم در نظر بگيريد. هر صنعتي حاشيه سود خود را دارد. در مورد حاشیه سود رایج در صنعت خود تحقیق کنید. فعالیت در خارج از حاشیه سود رایج صنعت می‌تواند ریسک بزرگی برای شما باشد.

هزينه‌هاي پنهان

هزينه‌هاي پنهان را مدنظر داشته باشيد. هزينه‌هايي از قبيل تبليغات، ايميل، تلفن، زمان صرف شده و … ممکن است از چشم شما دور بماند. ممکن است کار و زماني را که خود صرف مي‌کنيد در نظر نگيريد، اما براي واقعي شدن هزينه‌ها لازم است حق‌الزحمه خود را هم در نظر بگيريد. سعي کنيد هزينه‌هاي پنهان و نامحسوس را همگي کشف و محاسبه کنيد. اين موارد گاه تا ۱۰۰ درصد، هزينه‌ها را افزايش مي‌دهند. اگر نتوانيد هزينه‌هاي مادي و معنوي را محاسبه کنيد، آنگاه ممکن است ارزش کمتري از ارزش واقعي محصول خود را طلب کنيد که در نهايت منجر به ضرر خواهد شد.

قيمت سفارشي يا انبوه؟

به ياد داشته باشيد شما کارآفرين هستيد. يک کارآفرين به توليد انبوه فکر مي‌کند. ارزش افزوده همگاني در توليد انبوه است نه در توليد سفارشي، چراکه در توليد سفارشي هزينه‌هاي توليد بسيار بالا مي‌رود. بهتر است قيمت‌گذاري بر اساس فروش زياد و حاشيه سود کمتر باشد. فروش نيز بايد بر اساس انتظار انبوه باشد. اگر به سمت توليدات سفارشي يا حتي نيمه سفارشي برويد خصوصا در صنايع نرم‌افزاري، هزينه‌هاي توليد به شدت بالا خواهد رفت. اگر شرکت نرم‌افزاري توليدات سفارشي انجام دهد، اما قيمت‌ها پايين باشد مسير بسيار سختي پيش رو خواهد داشت. اين مساله براي شرکت‌هاي مشاوره مديريتي هم صدق خواهد کرد.

تضمين کيفيت

محصول توليدشده لازم است از کيفيت مطلوب برخوردار باشد. در ابتدا تمام فرآيندهاي کنترل کيفيت توسط شما به تنهايي انجام مي‌گيرد. شما به طورخود کار واحد تضمين کيفيت را انجام خواهيد داد. کنترل کيفيت؛ يعني شما تک تک محصول را که به بازار مي‌فرستيد کنترل و بازرسي کنید. حتي اگر لازم باشد هزاران قطعه را بازرسي کنيد، اين کار را انجام دهيد. تعهد به کيفيت نقش زيادي در پيشرفت شما دارد. هيچ‌گاه محصول معيوب را به بازار نفرستيد؛ چراکه مشتري فکر می‌کند که در آينده نيز اين کار تکرار خواهد شد. بنابراين بدون اينکه محسوس باشد، مشتريان آينده را از دست خواهيد داد.

مديريت انبار

مدیریت موجودی حتی برای شرکت‌های بزرگ نیز اهمیت دارد. زمانی که سفارشی دریافت می‌کنید باید از پس آن بربیایید. از طرفی شما نمی‌خواهید انباری پر از محصول که گرد و خاک می‌خورد، داشته باشید. برای آن لازم است نگاهی به موجودی خود و مدیریت صحیح آن داشته باشید. تا زمانی که یک محصول دارید مدیریت انبار کار سختی نیست، اما زمانی که محصول شما از لحاظ نوع، اندازه و غیره تنوع گرفت آن گاه نیاز به روش‌های تخصصی برای مدیریت موجودی خود دارید. شما می‌توانید از نرم‌افزار‌ها برای این کارکمک بگیرید.

آغاز عرضه محصول

نمونه‌های اولیه را روانه بازار کنید و همزمان آمادگی لازم را برای پذیرش سفارش‌های بیشتر داشته باشید. منظور از آمادگی این است که تمام برنامه‌ریزی‌های ممکن را انجام دهید تا زمانی که سفارش را دریافت کردید، بتوانید سریع تولید را شروع کنید.

بسته‌بندی

زمانی که محصول خود را تولید کردید لازم است آن را بسته‌بندی کنید و پس از آن عرضه را آغاز کنید. چند نکته برای بسته‌بندی در ادامه ذکر می‌شود:

• دموگرافیک محصول خود را بدانید؛ چراکه باید برای بازار هدف شما جذاب باشد.

• پیغام‌ها محصول شما را معرفی کند. این را می‌توانید با طراح گرافیکی خود در میان بگذارید.

• فقط به آنچه نیاز دارید بیندیشید. مردم علاقه‌ای به دیدن بسته‌بندی‌های حرفه‌ای برای دور انداختن ندارند.

• اگر محصول شما در قفسه فروشگاه عرضه می‌شود آن را در ذهن تصور کنید. که آیا محتویات داخل محصول معلوم باشد یا نه؟ برای اینکه بیشتر ایده بگیرید می‌توانید به فروشگاه‌ها رفته و اینبار با دقت بیشتری بسته‌بندی محصولات را نگاه کنید.

• شما می‌توانید با شرکت‌هایی که در کار بسته‌بندی فعالیت می‌کنند، ارتباط برقرار کنید. هرچه بیشتر از آنها بپرسید بیشتر ایده خواهید گرفت. طراح گرافیکی استخدام کنید. به طراحی محصول توسط خودتان فکر نکنید. این وقت زیادی از شما خواهد گرفت و در پایان هیچ شباهتی به تصور شما نخواهد داشت. طراحی گرافیکی یک کار تخصصی است که نیاز به تجربه، مهارت و سلیقه دارد. با استخدام یک گرافیست ماهر مسلما در زمان زیادی صرفه‌جویی خواهید کرد و طرح نهایی بسیار بهتر خواهد شد.

بخش۱۵:
در اين بخش درس‌هايي فراگير كه با تجربه و ممارست زياد به دست آمده‌اند تشريح مي‌شوند. اين درس‌ها مجموعه‌اي از ايده‌ها براي ساختن كسب‌و‌كار است. آگاهي از اين نكات مهم مي‌تواند قبل از انحرافات اساسي به كمك شما بيايد.

۱- پايه‌هاي اساسي را تقويت كنيد: موفق‌ترين كسب‌و‌كارها تعاملات پايه‌اي و اساسي خود را با بازار با اعتماد و كيفيت انجام مي‌دهند. فرآيند‌هاي اساسي كسب‌و‌كار خود را شناسايي كنيد و آنها را با دقت بررسي كنيد. به تمام جزييات آنها توجه كنيد. «برد» معمولا از توجه و تمركز كامل روي جزييات به‌دست مي‌آيد.

۲- کارآفرین تنها معنی ندارد! به تيم فكر كنيد: شكست‌ها و ناكامي‌هايي كه بر پيشاني ايده‌هاي بزرگ و تلاش‌هاي عظيم حك شده‌اند يك پيغام مهم دارند. با گشتي در اطراف خود نمونه‌هاي مختلفي از نوآوري‌ها و خلاقيت‌هاي ناكام را خواهيم ديد كه عموما به دست افراد سخت كوش و پرتلاش ساخته شده‌اند. شايد بتوان بزرگ‌ترين دليل شكست آنها را در نتيجه تلاش‌هاي عظيم‌شان همانا عدم‌توجه به كار تيمي دانست. مثال‌هاي فراواني از كارآفرينان تك رو، اما پرتلاش را مي‌توان ديد. آنها سال‌ها است روی محصول خود کار می‌کنند و توانسته‌اند تا حدودی هم فروش داشته باشند، اما آنها هیچ گاه نتوانسته‌اند به اندازه زحمات خود از محصولشان برداشت کنند. چرا؟ به جرات مي‌توان گفت ۲۰ درصد موفقيت كسب‌و‌كار به ايده آن برمي‌گردد و بقيه براساس كار تيمي درست و سازماندهي مناسب است. اگر بتوان نقش‌هاي مناسب را به افراد مناسب سپرد و همه را در آينده كسب‌و‌كار به نحو مطلوب ذي‌نفع کرد و از خودخواهي و تك راي بودن اجتناب كرد آنگاه مي‌توان انتظار جهش‌هاي خوبي داشت. پس از ايجاد يك ايده بايد تيم متناظر با آن تشكيل شود. تيمي متشكل از نقش‌هاي مختلف: بازارياب، سرمايه‌گذار، ايده‌پرداز، مهندس، تداركات و غیره كه همگي نقش مهم و موثر در موفقيت دارند. آنها بايد در زمينه اهداف و چشم‌انداز‌هاي كسب‌و‌كار به خوبي توجيه شده باشند و نقش موثر خود را در راه هدف به روشني ببينند.

۳- كسي را غافلگير نكنيد: اين تفكر ممكن است جذاب به نظر برسد كه بخواهيد بازار و مشتري را با محصول خود غافلگير كنيد. براي آن ممكن است با گروه خود ماه‌ها وقت بگذاريد و تمام جزييات پروژه را در نظر بگيريد تا در زمان موردنظر از پروژه خود پرده‌برداري كنيد. اين‌گونه مي‌خواهيد هم خود هم مشتري را غافلگير كنيد. بايد گفت كه ريسك اين روش بالا است. در واقع شما با اطمينان از موفقيت محصول خود و استقبال مشتريان در‌هاي بيرون را روي خود بسته و ماه‌ها به دور از مشتريان و نظرات احتمالي آنها روي پروژه خود كار مي‌كنيد. ممكن است يك نياز اساسي مشتري را ناديده گرفته باشید و نقصان آن در پروژه شما تكثير شود! غافلگير كردن مساله‌اي است كه در اكثر كسب‌و‌كارهاي بومي مشاهده مي‌شود. كارآفرينان تازه كار بهتر است به جاي ايزوله کردن خود در كارگاه‌هاي كاري بخش‌هايي از فعاليت، هدف و محصول خود را براي ديگران رونمايي كنند. اين‌گونه شبكه آنها تقويت شده و باعث غناي بيشتر محصول خواهد شد.

بايد گفت كه هيچ محصول كاملي ناگهان به وجود نمي‌آيد بلكه در اثر ارتباط و بازخورد مشتريان محصولات به تدريج كامل مي‌شوند. براي افزايش ضريب اطمينان موفقيت محصول بهتر است ارزش افزوده محصول شما به صورت تدريجي به بازار ارایه شود و نه به صورت ناگهاني.

روي كاركرد اساسي محصول خود تمركز كنيد و به محض آماده شدن، آن را براي استفاده مشتري ارایه و با نظرات مشتريان محصول را در مسير بهبود قرار دهيد؛ یعنی پروژه خود را به گونه‌اي بسازيد كه به تدريج كه پيش مي‌رويد ارزش افزوده را تامين كند! تنوع ایجاد کنید: تنوع شما را زنده نگه مي‌دارد. تنوع‌سازي در بازارهاي مالي يك مساله مهم است؛ چراكه هميشه برنامه‌ها طبق پيش‌بيني پيش نمي‌رود. اصطلاح رايج آن اين است: «همه تخم مرغ‌ها را در يك سبد نگذاريد.» راه‌هاي مختلفي براي فرآيندهاي خود در نظر داشته باشيد. خود را به يك نفر يا يك توليد‌كننده يا توزيع‌كننده محدود نسازيد. به راه‌حل‌هاي جايگزين فكر كنيد.

يك كارآفرين در طول کسب وکار خود بايد مدام پيش فرض‌ها و احتمالات خود را بازبيني كند. گاهي ممكن است ناخودآگاه برخي از عوامل احتمالي را قطعي فرض کرده و براساس آن پيش برود. ناگاه ممكن است آن عامل برآورد نشود كه در آن صورت كمترين چیزی كه از دست خواهد داد زمان تلف شده است. بهتر است مدام پيشامدهاي مختلف را پيش‌بيني كند و براي هر كدام از آنها راه‌حلي اتخاذ كند.

همچنین يك كارآفرين خبره هيچ‌گاه اميدوارانه به انتظار وقوع يك عامل ننشسته، بلكه سعي مي‌كند به‌طور موازي از تمام راه‌حل‌هاي ديگر نيز بهره ببرد. او اين نكته ساده و بديهي را خوب مي‌داند كه «هيچ‌گاه همه چيز طبق برنامه پيش نمي‌رود» اين مساله خصوصا در نظام اداري – صنعتي كشور كه در حال توسعه بوده، مهم است؛ چراكه قوانين پیوسته در حال تغيير هستند و اين باعث بروز انواع ناهماهنگي‌ها خواهد شد. آنچه كه كارآفرين خوش‌بين ممكن است آن را نبيند.

۴- خود را جدا كنيد: در ابتدا كه كسب‌و‌كار را تشكيل داده‌ايد مسووليت تمام بخش‌هاي كسب‌و‌كار به شما برمي‌گردد و تمام تصميمات را خود راسا اتخاذ مي‌كنيد. اين حالتي است كه در ابتدا وجود دارد، اما مهم است كه به مرور به اين وضعيت پايان دهيد. شما بايد به گونه‌اي پيش برويد كه اگر براي چند هفته حضور نداشتيد كسب‌و‌كار شما به روند خود ادامه دهد. اين منوط به داشتن نيروهايي آموزش ديده و آگاه و داراي اختيارات مناسب است

بخش ۱۶:
همیشه قرارداد ببندید!

شما بيشتر از آنچه كه فكر می‌كنيد پول لازم داريد. مقدار سرمايه‌ای كه براي شروع نياز داريد يك مساله حياتي است. بيشتر اوقات هزينه‌ها بيشتر از آن چيزي است كه برايش برنامه‌ريزي کرده‌ايد. لازم است كه توانايي مالي پوشش مواقع بحراني و سرمايه‌ای به‌عنوان پشتيبان داشته باشيد.

همچنین شما براي تامين سرمايه می‌توانيد از اقوام ثروتمند خود يا سرمايه‌گذاران فرشته بهره بگيريد، اما توجه داشته باشيد به ازاي هر جذب سرمايه ارزش سهم شما كاهش می‌يابد. کسب‌وکار خود را به گونه‌ای طراحي كنيد كه زود به پول برسد. يعني مانند شركت‌های بزرگ كه برنامه‌های طولاني‌مدت براي بازدهي مالي دارند رفتار نكنيد. شما شركت كوچكي هستيد و لازم است سريع به درآمد برسيد. براي آن برنامه‌ريزي ۶ ماهه لازم داريد.

هميشه قرارداد ببنديد. هنگامي كه جوان و پر انرژي هستيد يك استارتاپ را تشكيل می‌دهيد و براساس تعهدي كه بين دوستان هم تيمي خود داريد كار را جلو می‌بريد. در ابتدا همه چيز بر اساس دوستي و احساسات مثبت بنا نهاده شده است.

اين زماني است كه كار ساختار مشخصي پيدا نكرده است. اما به مرور كه كارها جلو می‌رود و پيشرفت يا حتي ورشكستگي حاصل می‌شود انسان‌ها هم ممكن است تغيير كنند. سوءتفاهم مساله‌ای است كه بسيار در كارهاي تيمي به وجود می‌آيد. لذا اكيدا توصيه می‌شود براي حالت‌های بغرنج برنامه‌ريزي و پيش‌بيني کنید و از هم اكنون آنها را به صورت توافقاتي روي كاغذ بياوريد. خصوصا مسائل مالي بايد روشن و شفاف باشد. توافقات خود را با افراد تيم مكتوب سازيد. نقش‌ها- مسووليت‌ها- مالكيت‌ها و جزئيات مالي را مشخص و مكتوب کنيد. به ياد داشته باشيد پول خيلي چيز‌ها را تغيير می‌دهد. اگر اين موارد روشن باشد آنگاه هر فرد حدود انتظارات و اختيارات و مسووليت‌های خود را خواهد دانست و راحت‌تر با واقعيت كنار خواهد آمد.

قرارداد مكتوب خصوصا به افرادي كه نقش آنها نامحسوس و مبهم است انگيزه زيادي می‌دهد. براي رسيدن به بهترين‌ها اميدوار باشيد اما براي بدترين‌ها برنامه‌ريزي كنيد: اين يك استراتژي منطقي است. تمامي حالات و پيشامدهاي ممكن را پيش‌بيني كرده و براي آن برنامه‌ريزي كنيد. اعم از اينكه يك ريال هم درآمد نداشته يا فروش خوبي داشته باشيد. سعي كنيد با ديدگاه بدبينانه و موشكافانه پيشامدهاي ممكن را حدس بزنيد. از امضا نکردن مجوز توسط يك مقام دولتي تا دلايل و برهان (منطقي و غيرمنطقي) كه پشت آن است.

اين فقط يك پيش‌بيني احتياطي نيست. در واقع زماني كه شما خود را در دنياي واقعي تصور می‌كنيد و سعي می‌كنيد تمام حالات پيش آمده را حدس بزنيد آنگاه به مرور اين مهارت را پيدا خواهيد كرد كه بهترين پيش‌بيني‌ها را انجام دهيد. پيش‌بيني‌های خود با پيشامدهاي واقعي را بسنجيد تا مهارت تشخيص‌تان بالا رود. كم‌كم مشكلات اولويت دار و گلوگاهي را تشخيص داده و براي آن نيروي بيشتري صرف ‌كنيد.

شبكه بسازيد! از تنهايي بپرهيزيد! ايزوله نباشيد. هنگام شروع كار منابع مختلفي از قبيل توليدكنندگان و تامين‌كنندگان مختلفي در اطراف ما قرار دارند. استارتاپي كه بتواند ارتباط شبكه‌ای با منابع اطراف خود برقرار كند، موفق‌تر است. اين يعني يكپارچه‌سازي خود با منابع اطراف اعم از توليدكنندگان يا تامين‌كنندگان. در اطراف ما پتانسيل‌ها و نيروهاي مختلفي وجود دارند.

ايده پرداز موفق می‌تواند هم افزايي مثبتي با پتانسيل‌های اطراف خود برقرار نمايد كه باعث نفع طرفين باشد. مهارت يكپارچه‌سازي و شبكه‌سازي با منابع اطراف نياز به مهات‌هايي دارد كه اکتسابی هستند. مهارت حسابداري خود را تقويت كنيد. با اعداد و ارقام بيشتر آشنا شويد. ماشين حساب جيبي همراه خود داشته باشيد. سعي كنيد هر هزينه و سودي را محاسبه کنيد. انواع هزينه‌های شروع و ادامه كسب‌وكار را شناسايي كنيد. بسياري از اين هزينه‌ها پنهان هستند و نياز به مهارت و تجربه در برآورد آنها دارند.

مصاحبه با كارآفرينان تازه كار نشان داده كه برآورد درستي از هزينه‌ها ندارند. آنها خيلي خوشبينانه به موضوع نگاه مي‌كنند. هنگامي كه از آنها سوال می‌شود كه چقدر سرمايه نياز دارند؟ هيچ‌كدام نمی‌توانند، عدد تقريبي را اعلام كنند. براي همين موفق به جذب سرمايه لازم هم نخواهند شد.

بزرگ‌ترين هزينه پنهاني كه در شروع كسب‌وكار (خصوصا کسب‌وکار اینترنتی) بايد ديده شود، همانا زمان است. اينها برآورد شما را تصحيح خواهد کرد. آنگاه تصور درستي از سرمايه مورد نياز پيدا خواهيد کرد و قاعدتا در مذاكره با سرمايه‌گذار موفق‌تر خواهيد بود. اگر هزينه‌ها را خوب نبينيم، آنگاه تصور خوشبينانه‌ای از سود خواهيم داشت. اين باعث می‌شود كه دست و دلباز شده و مبالغي را كه به ظاهر سود هستند به راحتي هدر دهيم.

آيا می‌توانيد سرمايه‌گذار را قانع كنيد؟ براي شروع كار توصيه نمی‌شود از سرمايه‌گذارها کمک بگیرید. اما بايد هميشه اين آمادگي را داشته باشيد كه ايده خود را براي يك شخص سوم كه نقش فرضي سرمايه‌گذار دارد، تشريح كنيد. بايد ايده شما حتي اگر نياز به سرمايه هم نداشته باشد، بتواند به صورت فرضي يك سرمايه‌گذار سختگير را راضي كند. توصیف شما باید متقاعد كننده و جذاب باشد. بر روي آن تمرين كنيد. زماني كه سعي می‌كنيد آنچه را در ذهن داريد به روي كاغذ بياوريد قسمت‌های جديدي از مغز شما به كمك می‌آيند و سعي می‌كنند به ذهن شما رنگ واقعيت بدهند. از لغات بهترين استفاده را ببريد و ايده خود را بنويسيد. ممكن است نوشته شما خيلي كمتر از آنچه در ذهن خود داشته‌ايد، شود. اين يك ضعف است. ايده‌ای می‌تواند موفق شود كه غناي خود را در نوشته‌های مكتوب هم نشان دهد.آنگاه می‌توانيد بر روي آن چانه‌زني كنيد و آن را بهتر و غني‌تر سازيد، حتي اگر اين كار را يك نفره انجام می‌دهيد.

بخش۱۷:
خود را مجبور به ابداع نکنید!

خود را مجبور به ابداع نكنيد: به فكر اين نباشيد كه لزوما ايده بسيار بكر و جديدي پيدا كنيد كه تاكنون به ذهن كسي نرسيده است. بسياري از كسب‌و‌كارهاي موفق لزوما ايده بديعي نبوده‌اند؛ بلكه آنها همان ايده‌هاي گذشتگان را به شيوه‌اي جديد و نوآورانه اجرا کرده‌اند.

مدام در تكاپو باشيد: هميشه احتمال اين را بدهيد كه ممكن است راه بهتري وجود داشته باشد؛ بنابراین درب‌هاي يادگيري را روي خود نبنديد. از كوچك‌ترين فرصت‌ها براي يادگيري استفاده کنيد. اگر ذهن جست‌وجوگر خود را پرورش دهيد آنگاه اطلاعات مفيد اطراف خود را به سرعت مي‌توانيد تشخيص دهيد و بهره‌برداري كنيد. هميشه سوالاتي در ذهن داشته باشيد و از فرصتي براي بيان آنها استفاده کنيد.

پول به سختي به دست مي‌آيد: خود را جاي مشتري بگذاريد و ببينيد كه در چه صورتي حاضر است، پولي را كه به سختي به دست آورده به شما بدهد تا خدمات يا محصولي دريافت کند. بايد او را متقاعد كنيد كه كدام نياز مهم يا مشكل را مي‌خواهيد حل كنيد. مسلما بايد ارزش افزوده قابل‌قبولي ارائه دهيد.

به روابط برد- برد بينديشيد: اين اولين اصل در كسب‌و‌كار است. سعی کنید نيروهاي اطراف را تشخيص دهيد و كسب‌وكار خود را با آنها همراستا سازيد. اين نيروها طيف وسيعي دارند. از نيروي خلاقيت پرسنل گرفته تا ميل به رشد فردي. رابطه‌اي برقرار كنيد كه به نفع دوطرف باشد.

تولید انبوه در مقابل تولید سفارشی: مهم است که بدانیم چقدر سفارشی عمل می‌کنیم و چقدر دیدگاه تولید انبوه داریم. اصولا زمانی که مشغول ایجاد یک محصول خاص برای یک شخص یا سازمان خاص هستیم، نمی‌شود نام آن را کارآفرینی یا استارتاپ گذاشت. در واقع استارتاپ با دیدگاه تولید انبوه و همه‌گیر شکل می‌گیرد. این هشدار خصوصا برای شرکت‌های نرم‌افزاری که مشغول ایجاد برنامه‌‌های سفارشی برای مشتریان هستند قابل‌توجه است. سفارشی‌سازی در تمام دنیا هزینه‌های بسیار سنگینی دربردارد. «انبوه انديشي» مهارت مورد نياز كارآفرين تازه‌كار است.

تمرين براي انبوه‌انديشي: استارتاپ‌ها عموما بر اساس هزينه‌هاي پايين شكل مي‌گيرند. در حالي كه در مرحله توليد انبوه نياز به سرمايه‌هاي هنگفت همانند ساير صنايع دارند. اين مرحله‌اي است كه از ديد نهان مي‌ماند. براي اينكه كارآفريناني كه در محيط فناوري اطلاعات كار مي‌كنند ديدگاه بهتري نسبت به الزامات و هزينه‌هاي توليد انبوه در صنعت داشته باشند، توصيه مي‌شود طرح‌هاي تيپ صنايع مختلف را مطالعه کنند. با همانندسازي آن هزينه‌ها مي‌توان به اهميت توليد انبوه و الزامات آن واقف شد.

نکته بسیار مهم مورد تولید انبوه: جمع قابل‌توجهی از تازه‌کارها به سمت کسب‌وکارهای مشاوره می‌روند. برای شروع یک استارتاپ گاهی می‌توان از یک شرکت مشاوره شروع کرد و در خلال ارائه خدمات می‌توان به مرور صاحب محصولی شد و نهایتا از شرکت خدماتی به شرکت محصولی تبدیل شویم، اما باید توجه داشت که شرکت مشاوره یک استارتاپ نیست. برای اینکه استارتاپ شویم باید شرکت ما محصول- محور باشد نه خدمت-محور. این به معنی لزوم تولید محصول فیزیکی نیست. منظور این است که استارتاپ باید محصولی داشته باشد که بتواند به تعداد زیادی مشتری بفروشد نه اینکه یک خدمت سفارشی برای مشتری خاصی انجام دهد. برای اینکه یک استارتاپ باشید شما باید مانند گروه موسیقی کار کنید که کپی آلبومش را به تعداد نامحدودی می‌فروشد نه اینکه اجراکننده مراسم در جشن‌ها باشید. برای همین ممکن است کسب‌و‌کارهای زیادی در اطراف خود ببینیم، اما همه آنها استارتاپ نیستند؛ چراکه قابلیت و استعداد گسترش را در خود رشد نداده‌اند.

با پيش‌بيني‌هاي مداوم خود يك گام جلوتر حركت كنيد: به علت تغيير پي‌در‌پي قوانين بايد همواره قدم‌هاي بعدي را پيش‌بيني كرد و مدام تغيير و تحولات آنها را چك كرد. تغييرات قوانين دولتي را در اقتصاد دولتي به دقت زير نظر داشته باشيد و دنبال تاثيرات مستقيم و خصوصا غيرمستقيم آن بر كسب‌و‌كار خود بگرديد.

ساده‌سازی‌: کسب‌و‌کارهای موفق الگوهای ساده اما کارآیی داشته‌اند. در خلال پیچیدگی‌های موجود در فرآیندها و فعالیت‌های کاری، می‌توان الگوهای مشترک و ساده‌ای پیدا کرد. تشخیص سادگی نیاز به مهارت دارد و این خود نوعی هنر است. برای اینکه بتوان از یک راه ساده شروع کرد لازم است شاخ و برگ‌های اضافی را تشخیص داده و آنها را حذف کرد. ایده کلی را در ذهن خود تشکیل دهیم و به مرور آن را تکمیل کنیم.

خلاقيت براي ايجاد شكل‌هاي غيرمستقيم محصول: به‌عنوان مرحله‌اي از بارش فكري براي توسعه ايده خود بهتر است به تغيير شكل محصول هم بيانديشيم؛ يعني اين محصول را تا چه حد مي‌توان تغيير داد. اصولا چه راه‌هاي جايگزيني براي تامين نياز مشتري وجود دارد؟ آيا محصولات تغيير يافته يا ادغام شده يا اصلاح شده ديگري مي‌توان طراحي کرد. سعي كنيم آنها را بنويسيم. گاهي ممكن است راه‌هاي جايگزين بسياري براي رفع يك نياز وجود داشته باشد.

خلاقيت براي ايجاد سودهاي غيرمستقيم: يك كارآفرين خلاق مي‌تواند از اين مدل کمک بگیرد. در بيشتر شركت‌هاي نوآور مي‌بينيم كسب سود از راه‌هاي غيرمستقيم صورت مي‌گيرد. به عنوان مثال شركت فيس‌بوك تمامي خدماتش را به صورت مجاني به كاربران ارائه مي‌دهد. اين خدمات بسيار گران قيمت و پرهزينه هستند، اما مديران شركت درآمدها را بر اساس مسيرهاي غيرمستقيم كه عمدتا بر اساس تبليغات است قرار داده‌اند.

تغییر دید نسبت به مشتری و سود: براي اينكه ديد خود نسبت به سود را تغيير دهيم لازم است ديد خود نسبت به مشتري را تغيير دهيم. اعتقاد به اين جمله می‌تواند ساختار سود را تغيير دهد: «من و مشتري هر دو باهم مي‌خواهيم سود ببريم» يا «حضور مشتري در فروشگاه يا سايت من به تنهايي خود امر نيكي است.

منبع: دنیای اقتصاد/چیا چاره خواه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *