شناخت دنیای خیال از مجموعه مقالات از ایده تا پول

در ادامه سری مقالات از ایده تا پول در این مقاله به لزوم خروج از دنیای خیال ایده ها خواهیم پرداخت. دنیای خیالین ایده ها، دنیایی است که تمام ایده ها از آن استخراج می شود و باید خاطرنشان کرد که حضور در آن بسیار شیرین و رویایی اما خطرناک است. حضور در این دنیا تا آنجا مناسب است که مانع از عملی شدن ایده ها نشود. اگر چه متن اصلی این مقاله یک بار دیگر در این سایت منتشر شده است اما به دلیل اهمیت شناخت مزایا و اسیب ها و خطرات دنیای خیال، در سری مقالات از ایده تا پول دوباره و با تاکید بیشتر به آن پرداخته ایم. به همین دلیل و برای شناخت این دنیای پر رمز و رازشما را به خواندن این داستان پر مهیج دعوت می کنم:

سرزمین فکر یک سرزمین ساختگی است که دو نوع موجود غریب در آن ساکن و بایکدیگر در تعامل هستند : ایده ها و نظرات.
بصورت دقیق تر : ایده های تحقق نیافته و نظرات مربوط به این ایده ها.

سرزمین فکر جایی است که همه چیز ها به عنوان یک ایده ی ساده، خالص و انتزاعی شروع می شود. وقتی این ایده ها در این محیط شناور هستند نظرات را به خود جذب می کنند همانند بارنکل ها (نوعی صدف) که به کشتی می چسبند.

سرزمین فکر جای بسیار امنی برای ایده هاست، زیرا آنها تا تبدیل به فرم محسوسی همانند یک نمونه اولیه خامی که نرم افزار یا نسخه اول کتاب نشوند، نمی توانند شکست بخورند. تنها چیزی که یک ایده انتزاعی می تواند « تولید کند» نظرات است. نظرات حتی بیشتر از ایده ها انتزاعی و دو پهلو هستند.
برخلاف امنیتی که سرزمین فکر برای ایده ها ایجادمی کند، جای بسیار خطرناکی برای سازندگان، مبتکران، کارآفرینان و نویسندگان است . نظراتی که در سرزمین فکر جمع شده و به ایده های ما می چسبند می توانند از دو راه منجر به شکست شوند :

۱٫نظرات غلط منفی در مورد چیز های مان ممکن است باعث ترس ما شده و باعث بشوند ما در مورد چیزمان (منظور از چیز هر ایده و امکانی است که می خواهیم طراحی و تولید کنیم می باشد) کاری انجام ندهیم.

۲٫نظرات غلط مثبت در مورد چیز هایمان ممکن باعث نادیده گرفتن قانون شکست شده و بیش از حد و زود متعهد به ایده ی مان شویم .

بیایید این دو سناریو رو بررسی کنیم:

۱٫سناریو «کاری انجام ندادن»
بیشتر چیز ها هیچگاه از سرزمین فکر خارج نمی شوند . آنها برای همیشه در این برزخ به عنوان ایده های تحقق نیافته می مانند.

این ناراحت کننده ترین شکل شکست است. قطعا احتمال اینکه این چیز ها غلط باشند زیاداست، اما احتمال کوچکی هم وجود دارد که پالم پایلوت بعدی، گوگل و یا تو تر بعدی بوده، و حیف است آنها را بدون امتحان کردن رها کنند . بسیار، بسیار، بسیار ناراحت کننده است .

درصدی قابل توجهی از چیز ها از دیدن خورشید روز باز می مانند بخاطر اینکه ایده پردازانشان ازسرجای خود برای انجام کار روی آنها بلند نمی شوند. آنها بر این باورند که ایده ی آنها برنده است. دیگران نیز به آنها می گویند که ایده ی آنها برنده است اما آنها بسیار تنبل /خسته / مشغول / ورشکسته / بی تجربه / ترسان / (عذر دلخواهتان رادر اینجا قراردهید ) تر ازآن هستند که برای چیز هایشان کاری انجام دهند.

درصدباقی مانده چیز ها ازدیدن خورشید روز بازمی مانند بخاطراینکه ما تنبل /خسته /مشغول / … نیستیم اما بخاطر این است که هنگامی که درسرزمین فکرهستند، چیز های مان نظرات منفی کافی (کمی نظرات منفی خودمان و بیشتر نظرات منفی دیگران ) به خودجذب کرده تا منجر به متزلزل شدن نظر مانسبت به آن چیز و فروریختگی آن شوند. این وضعیت بسیار اتفاق می افتد و متاسفانه گریبان بسیاری از چیز های درست را نیزمی گیرد. چگونه این اتفاقمی افتد؟

بگذارید مثالی بزنم :
بیاید فرض کنیم که آلیس ایده ای برای یک نرم افزار موبایل جدید دارد، چیزی که با استفاده از پیغام های متنی به افراد اجازه می دهد پیغام های کوتاهی (حداکثر ۱۰۰تا ۲۰۰ کاراکتر ) ارسال نموده که بصورت اتوماتیک به دست افراد فامیل یا هرکسی که میخواهد دنبال کننده ما باشد میرسد. بگذارید نام این نرم افزار را ربات متنی به نامیم.
آلیس ایده ربات متنی خود ( چیز خود ) را به سرزمین فکر میبرد.

بگذارید ببینم چه اتفاقی می افتد :
آلیس ایده ربات متنی خود را با مجموعه ای ازدوستان در میان گذاشته و نظرات آنها را جویا می شود تقریبا تمام دوستان او می گویند که این یک ایده بی مزه بوده و آنها هیچگاه از آن استفاده نخواهند کرد :

چه کسی به کاری که تو در حال انجام آن هستی اهمیت می دهد؟
چرامن باید تو را دنبال کنم؟ من دوست ندارم که دنبال شوم.
چرا بایستی متن به ۱۰۰ یا ۲۰۰ کاراکتر محدود شود . این احمقانه است.

دوستانی که نمیخواهند بصورت کامل منفی باف باشند پیشنهاداتی در راستای بهبود می دهند: شاید بهتر است بیخیال محدودیت ابلهانه تعداد کاراکترها شده و قبل انتشار آن اجازه بدهی که عکس و مختصات خود را نیز به اشتراک بگذارند.
دوستان بی مبالات: آنها در این مورد چه چیزی می دانند؟
آلیس تصمیم می گیرد که چیز خود را به سرمایه گزاران پرخطر که کارشان این است ببرد. آنها خواهند دید که ایده اش چقدر خوب است. سرمایه گذاران پرخطر نیز چیز او را در نمی یابند. برخی تنها می گویند : این برای ما به اندازه کافی بزرگ نیست، اما موفق باشی. برخی در مورد اطلاعات کاربران می پرسند، اما آلیس چیزی در اختیار ندارد: ببخشید، در حال حاضر این تنها یک ایده است، اما به اسلایدهای من نظری بیاندازید. سرمایه گزاران به آلیس می گویند که وقتی که یک میلیون یوزر داشتی برگرد و ما آنگاه صحبت خواهیم کرد.
آلیس چگونه می تواند فکر کند که این ایده حتی خوب است. کار خوبی کرده است که پیش از استعفا از کارش و توسعه این نرم افزار بدرد نخور نظرات دیگران را پرسیده است. او تصمیم می گیرد که آنرا فراموش کند. خدا را شکر ! نزدیک بود !
این وضعیت بسیار اتفاق می افتد ! البته از آنجا که چیز های غلط زیاد هستند، این نظرات منفی بسیاری از ایده های غلط را می کشند. اما آنها بسیاری از چیز های بی گناه و بسیار امیدوار کننده را نیزمی کشند .
بیشترشما احتمالا به این نتیجه رسیده اید که مثال برنامه ربات متن آلیس یک توصیف اندکی غیر مستقیم از تو یتر بود . تو یتر قطعا یکی از موفق ترین محصولات بوده است .
اما با این حال، قبل از اثبات کارایی و تاثیر تو یتر واضح و غیر قابل انکار شود، نظرات اولیه و عکس العمل بسیاری از مردم –حتی بسیاری از سرمایه گزاران پرخطر و سرمایه گزاران باهوش- نسبت به این ایده منفی بود: آنها آنرا درک نمی کردند. الان هم بسیاری از مردم هستند که آنرا درک نمی کنند، اما این موضوع مهم نیست بخاطر اینکه ده ها میلیون نفر آنرا درک کرده و ازآن استفاده می کنند .
تو یتر یک چیز درست بود اما این رانمی شد ازپذیرشش در سرزمین فکر دریافت.

سناریو۲: انجامش بده
ما دیدم که نظرات منفی ممکن است منجر به کشته شدن بسیاری از چیز های درست در سرزمین افکار شود. اما این تنها نصف داستان است. بیا د به آنروی سکه نگاهی بیاندازیم و ببینیم چگونه نظرات مثبت منجر به تعهد زیاد برروی چیز های غلط شود .

ما نیاز به چیز مثالی دیگری داریم. نظراتان در مورد این مثال چیست : تام، یک نرم افزار نویس درجه یک، ایده ای برای یک نرم افزارموبایل داردکه درآن به افرادی با مشکلات رمانتیک همانند خودش کمک کند . آین نرم افزار بصورت اتوماتیک در زمان های تصادفی پیغام های معنی داری به دیگری ارسال می نماید. بیاید این نرم افزار را ربات متن قشنگ بنامیم .

طرف مورد نظر شما پیغام هایی همانند این پیغام ها دریافت می کنند :

سلام عزیزم. من به تو فکر می کنم. عشق . همسترکوچک تو و یا عزیزکم، من به تو پیغام دادم تا فقط بگویم دوستت دارم.
برنامه ربات متن قشنگ تام باعث می شود که دیگران فکر کند که فردی بامشکلات رمانتیک در حال حاضر به آنها فکرمی کند. در حالی که ممکن است آنها با دوستان خود بیرون رفته باشند یا در حال مشاهده کشتی باشند . چقدر رمانتیک !

این چیز تام است، ایده جدیدی که روی آن فکرمی کنند.

این همان اتفاقی است که برای ایده تام در سرزمین فکرمی افتد :
تام ایده ی خود را در مورد ربات متن قشنگ به دوستان و همکاران خود (که همه مرد هستند ) می گوید و نظر آنها را جویا می شود . او به این کار تحقیقات بازار اتلاق می کند . بیشتر دوستان تام بگذارید بگویم ۷۰ درصد انها فکر می کنند که این یک ایده خفن است و به تام می گویند که آنها قطعا آنرا به ارزش ۹۹.۱ دلار می خرند و همچنین بصورت مداوم از آن استفاده می کنند .

تام از تحقیقات بازار به کمک استقرا به این نتیجه میرسد که او به راحتی می تواند باکمک نرم افزار خود میلیونر شود . زیرا ۷۰ درصد مردان ضرب در ۹۹.۱ دلار عدد بسیار بزرگی خواهد بود .

به پشتوانه نظرات متخصصان این حوزه و تحلیل مالی، تام از شغلش استعفا داده، سه ماه زمان و تمام پس انداز خود را صرف نوشتن نسخه ی با تمام امکانات و بسیارشیک از نرم افزار ربات متن قشنگ می کند. تام یک توسعه دهنده بزرگ است و سررشته خوبی در طراحی دارد پس نرم افزار زیبا بوده و بدون نقص کار می کند.
اولین نسخه متن های عاشقانه کوتاهی را به بیش از ۲۰ زبان دنیا ارسال می کند! برای پوشش تمام حوزه ها وپیش دستی در رقابت او نرم افزار را برای همه پلتفورم های موبایل (اندروید، آیفون وبلک بری ) بصورت همزمان ارائه می دهد .

تام ربات متن قشنگ را ارائه می دهد …
اتفاق خاصی نمی افتد. کسی علاقه مند به نرم افزار زیبای تام به نظر نمی رسد. حتی دوستانش نیز علاقه مند نیستند . از آن عده دوستان -همان ۷۰ درصدی که به او گفته بودند که حتما ربات متن قشنگ را استفاده خواهند کرد – تنها سه نفرپس از یادآوری های بسیار آنرا خریداری نمودند. بعد ازیک هفته دونفر آنها نرم افزار را از روی گوشی خود پاک کردند و سومین نفر فراموش کرد که حتی این نرم افزار وجود دارد .

چه اتفاقی افتاده؟
چگونه ممکن است که چیز ی که به این حد نظرات مثبت را به خود جذب کرده بود به چنین شکستی تبدیل شود . چطور ممکن است ۷۰ درصد تام تبدیل به ۰٫۰۰۲ درصد شود؟ خب این دقیقا همان نتیجه ای است که وقتی مبتنی بر آنچه که شما در سرزمین فکر یاد گرفته اید عمل کنید اتفاق می افتد .

در این حالت، تحلیل تام که مبتنی بر سرزمین فکر بود از نوع غلط مثبت بود . تام در زمانی که ایده اش درسرزمین فکر بود به این نتیجه رسیده بود که چیز اویک چیز درست است . تام با این فکر که یک چیز درست دارد، کار خود را رها کرده بود و سه ماه راصرف توسعه یک نرم افزار کامل درسه نسخه کرده بود. تام نه تنها مرحله پیش نمونه سازی بلکه مرحله نمونه اولیه سازی را انجام نداده بود.

او از مرحله ایده مستقیما به مرحله نمونه محصول رفته بود . نمونه محصول سازی برادر بد طینت پیش نمونه سازی است . اگر پیش نمونه سازی بصورت خلاصه حصول اطمینان از اینکه ساختن چیز درست قبل از ساختن آن چیز بصورت درست باشد.

نمونه محصول سازی بصورت خلاصه ساختن درست آن چیز حتی اگر مطمئن نیستید که شما آن چیز درست رامی سازید است. تام با این کار در چه فکری بود؟ او باهوش بود . چرا او برای ساختن چندین نسخه بجای یک نسخه سرمایه گذاری کرد؟ چرا او نرم افزار را چند زبانه طراحی کرد؟

چیزی که واقعا اتفاق افتاده است این است که بخاطر نظرات مثبت، او قانون شکست را نادیده گرفته است . او موفقیت راحتمی فرض کرده و تلاش کامل و جامع را انجام داده است . این حالت متاسفانه بسیار اتفاق می افتد . وقتی شیدایی ما نسبت چیز مان با نظرات غلط مثبت در سرزمین فکر ترکیب می شوند وسوسه انجامش دادن غیر قابل مقاومت است .

افراد بسیار مثبت نگر تنها افرادی نیستند که به این دام دچار می شوند . کارمندان باتجربه شرکت های بزرگ نیز به همان آسانی دچار می شوند . آنها از سرزمین فکر مستقیما به نمونه محصول می روند و سقوط می کنند . نمونه محصول سازی راهی است که بیشترمحصولات جدید توسط آن ساخته می شوند .
نمونه محصول سازی دلیل اصلی کند، دردناک و پرهزینه بودن شکست ها است .

چیزتان را در اولين فرصت از سرزمين فکر خارج کنید!!

تمام چیز ها چه درست و چه غلط در سرزمین فکر به دنیا می آیند . اما هماهنگونه که دیدیم ماندن زیاد درسرزمین فکر معمولا منجر به رها کردن ایده های خوبمان یا تعهد یا سرمایه گزاری بیش ازحد روی ایده های بد می شود. به زبان دیگر:

• هیچ کاری در مورد آن چیز انجام ندهید
• آن چیز را انجام دهید (نمونه محصول سازی)

همانگونه که می دانیم، به احتمال زیاد چیز ما یک چیز غلط است، اما جایی که از این موضوع اطمینان حاصل کنیم سرزمین فکر نیست، بلکه دنیای واقعی است . جایی که برخلاف نظرات ذهنی، داده های واقعی استفاده از نرم افزار و بازار قابل جمع آوری است . ما نباید بگذاریم که چیز هایمان در سرزمین فکر بگندند . ما بایستی آنها را از سرزمین فکر در اسرع وقت و با حداقل هزینه خارج کنیم . این همان جایی است که پیش نمونه سازی همان راه سوم و بهترین راه برخورد با دیو شکست واردمی شود:
آن چیز را امتحان کنید .

برگرفته از کتاب پیش نمونه سازی.
این بخش می تواند ادامه داشته باشد. نظرتان را ارائه کنید

3 نظر در “شناخت دنیای خیال از مجموعه مقالات از ایده تا پول

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *