اگر خدا با ماست، پس چه کسی با آنهاست؟

این روزها که تب المپیک همه را به وجد آورده ما شاهد از میدان به در شدن قهرمانان ایرانی هستیم. به نظر می رسد فارغ از امکانات ورزشی، برنامه تغذیه، علم روز ورزش و هر آنچه که در رسیدن به هدف به ورزشکار کمک می کند، ایرانی ها دچار عارضه ای هستند که آن ها را از رسیدن به موفقیت باز میدارد و این موضوع متاسفانه نه در ورزشکاران بلکه به شکلی عمومی بین هموطنان عزیز شایع است.

داشتن تفکر برنده آن چیزی است که یک قهرمان یا یک فرد موفق را از دیگران متمایز می کند. اطمینان (و نه امید) داشتن به موفقیت و اطمینان داشتن به پیروزی آن چیزی است که تلاش های سخت و بی پایان یک قهرمان را به مانند یک زنجیره در میدان رقابت در کنار هم قرار می دهد و شخصیت پیروزمندانه را در وی برای حریف خود مجسم می کند.

 

نداشتن روحیه جنگنده و پیروزمندانه، آن چیزی است که در شکست های ورزشکاران ما به خوبی مشهود بود، در کشتی فرنگی و آزاد، چهره ورزشکاران ما قبل از ورود به تشک، پیروزی یا شکست آن ها را به خوبی نشان می داد.

رها کردن کار در بهبوهه رقابت، امید نداشتن به کسب پیروزی در ادامه رقابت از نکات بارز ورزشکاران ایران پس از دادن امتیاز به رقباست. به نظر می رسد این نوع روحیه به شکلی جدی در ایرانیان نهادینه شده است.

روحیه ای که موجب شده است به واسطه عدم مطالعه، نداشتن دانش و فرار از روبرو شدن با واقعیت ها، همیشه امیدهای واهی به پیروزی خود ببندیم و جالبتر آن که پس از نمایان شدن کوچکترین نشانه شکست، کل بازی را به رقیب وا می نهیم.

 

این حس به خوبی و به فراوانی برای بیشتر ما تجربه شده است. شاید ریشه تاریخی کشورمان و امید واهی داشتن به دیگرانی که سهمی در پیروزی و شکست ما ندارند موجب پیدایش این موضوع شده است. امید به پیروزها و افتخارتی که در گذشته نصیبمان شده است، امید به مسائل ماورایی، امید به خداوند متعال، بدون آنکه تلاشی کنیم و امید به مسائلی از این دست، موجب بروز بیشتر شکست های ما شده است و می شود.

 

شاید دیالوگ مشهور ریبن: در فیلم نجات سرباز رایان ساخته استیون اسپیلبرگ که می گوید «اگه خدا با ماست، پس کی با اوناست؟» مصداق دقیق و بی بدیل افعال ما باشد.

 

«خدا»ی به کار رفته در این جمله، می تواند تمام آن چه باشد که ما به شکلی واهی به آن ها دل می بندیم تا بدون تلاش، مطالعه، هزینه و … و تنها با مدد از آن ها و البته بدون در نظر گرفتن تلاش دیگران (که مصداق دقیق ظلم از منظر عدالت خدواندی می باشد) به مقصودمان برسیم.

 

به هر حال فضا برای پرداختن به این موضوع باز است و به نظر می رسد باید به شکلی جدی به آن پرداخت.

 

نویسنده: هومن هوشیاری

3 نظر در “اگر خدا با ماست، پس چه کسی با آنهاست؟

  • شهریور ۲۹, ۱۳۹۵ در ۵:۱۶ ب.ظ
    پیوند یکتا

    بله کاملا موضوع جالبی بود ….واقعا «اگه خدا با ماست، پس کی با اوناست؟»…
    متاسفانه توی همه مراحل زندگیمون به همین منوال هست ….

    پاسخ
  • آبان ۱۰, ۱۳۹۵ در ۷:۰۷ ب.ظ
    پیوند یکتا

    چقدر دیدگاه ، تحلیل ، چاره و قلمتون رو دوست داشتم . واقعیت رو ساده و روان به تصویر کشیدین . واقعیت تلخی که همه لایه های جامعه رو به روش های گوناگون آلوده و در نتیجه ناکام کرده . شاید وقتش رسیده که چشم همه بروی تفکر و روش غلطمون باز بشه و به فکر چاره بیفتیم .

    پاسخ
    • هومن هوشیاری
      آبان ۱۱, ۱۳۹۵ در ۷:۲۷ ق.ظ
      پیوند یکتا

      از نظر لطف شما سپاسگزارم. گاهی یک تغییر کوچک در دیدگاه، در ادراک و در بصیرت می تواند تغییرات بزرگی را در پی داشته باشد.

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *